عصمت نبى مکرم اسلام - 7: دلايل نقلى عصمت انبياء عليهم السلام
علي خاتم النبياء محمد صلی الله علیه وآله
وعلي حججه الطاهرین المنتجبين عليهم السلام
-------------------------------------------------
مطالب قبلی:
عصمت نبى مکرم اسلام - 1
عصمت نبى مکرم اسلام - ۲
عصمت نبى مکرم اسلام - ۳
عصمت نبى مکرم اسلام -۴
عصمت نبى مکرم اسلام -۵
عصمت نبى مکرم اسلام -۶
ب - عصمت در روايات
و حال سيرى كوتاه در ميان روايات اهل بيتعليهم السلام. امام رضاعليه السلام به مامون مىنويسند: «از اصول دين اماميه اين است كه خداوند هرگز اطاعت كسى را كه باعث گمراهى و فريب مردم مىشود، واجب نمىكند و هرگز از ميان بندگان خويش، كسى را كه مىداند به او كفر مىورزد و سر تسليم فرود نمىآورد و به جاى آن، به عبادت شيطان مىپردازد، بر نمىگزيند و براى انجام رسالت خويش انتخاب نمىكند.»(27) و با توجه به اين كه پيروى از گناهكار و خطاكار - در هر دو صورت - موجب گمراهى، فريب و انحراف مىشود يا دست كم، احتمال گمراهى و ضلالت دارد، اين حديث شريف تصريح مىكند كه هيچگاه خداوند اطاعت از چنين پيامبرانى را بر مردم واجب نمىكند. پس شرط رسالت، عصمت است.
از جمله مؤيدات بحث، دقت در كلمه «حجت» است. اين واژه در بيانات ائمه اطهارعليهم السلام وارد شده است. «حجت» يعنىآنچه دليل است و بر اساس آن مىتوان احتجاج كرد و وسيلهاى است كه طرفين بر اساس آن مىتوانند همديگر را مؤاخذه و محكوم كنند. وقتى به كسى گفته مىشود:« حجتخدا» ، سخن و عمل او حجت است؛ اگر مردم خلاف او قدم بردارند، از طرف او و خدا مؤاخذه مىشوند و اگر از او تبعيت كنند، كسى حق مؤاخذه آنها را ندارد و مىتوانند پاسخگو باشند كه كار و سخن ما بر اساس حجت بوده است.
يكى از احاديث درباره عصمت پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله - به طور خاص - سخن روشن و صريح اميرمؤمنانعليه السلام در خطبه «قاصعه» است، در نهجالبلاغه، مولا مىفرمايد: «خداوند از همان ابتداى طفوليت و شيرخوارگى، بزرگترين ملك از ملايك خود را با پيامبر همراه و قرين كرد تا شب و روز راه بزرگوارىها و خوبىهاى اخلاق را به او بنمايد. » اين كلام مساله عصمت پيامبرصلى الله عليه وآله را پيش از بلوغ و پس از آن در خلوت و جلوت شامل مىشود.
دليل ديگرى كه عام است و عصمت همه پيامبران را اثبات مىكند، سخن امام رضاعليه السلام در مناظره با مامون عباسى است.
شيخ صدوق رحمة الله در عيون اخبار الرضاعليه السلام نقل مىكند كه در جلسهاى، مامون از امام رضاعليه السلام پرسيد: اى پسر رسول خدا، آيا اين سخن شما نيست كه « ان الانبياء معصومون؟ » ؛ به راستى، همه پيامبران معصومند. حضرت در جواب فرمودند: « بله، سخن ماست.» او سپس به دنبال آن، مواردى از شبهات نسبت به عصمت حضرات آدم، يونس، موسى و محمد عليهم السلام پرسيد و امامعليه السلام رفع اشكال نمود و عصمت آنان را تثبيت كردند. (28)
همچنين در زيارت «جامعه كبيره» و برخى ديگر از زيارات، تعابير بلندى در مورد ائمه اطهار عليهم السلام و عصمت آنها آمده است، با توجه به اين كه ائمه اطهارعليهم السلام، وارثان و جانشينان انبياء عليهم السلام هستند، به نظر مىرسد مىتوان اين عصمت را به پيامبرانعليهم السلام نيز تعميم داد. در بخشى از اين زيارت مىخوانيم: « سلام بر شما، اى حجتهاى خدا بر اهل دنيا و آخرت، اى دلالت كنندگان بر رضاى الهى. شهادت مىدهم كه شما ائمه هدايت شده و رشد يافته، كامل، معصوم و... هستيد. خدا به خلافت شما در زمين راضى شده و شما را معصوم و از لغزشها پاك كرده و از فتنهها و آسيبها در امان داشته است هر كس به شما چنگ زند و از شما پيروى كند، به راه الهى چنگ زده است و... . » (29)
درباره ادله نقلى، بايد توجه داشت كه اعتبار آيات و روايات ائمه معصومعليهم السلام پس از آن است كه با استدلال عقلى، اصل وجود خداوند و توحيد و صفات الهى و ضرورت بعثت انبياء عليهم السلام و عصمت آنها در پذيرش و ابلاغ وحى اثبات مىشود. سپس با اثبات اعجاز قرآن و رسالت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله، مىتوان به آيات الهى و سخنان پيامبرصلى الله عليه وآله و نيز اوصياى ايشان نيز استناد جست. بنابراين، تمسك به دليل نقلى براى اثبات اصل عصمت پيامبران - از جمله پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله - در تلقى و اعلان وحى مفيد نيست. اما پس از اعتبار يافتن كلام پيامبرصلى الله عليه وآله و قرآن و ائمه اطهارعليهم السلام، براى اثبات دامنه گسترده تر عصمت و امضاى حكم عقل، مىتوان از آن بيانات استفاده كرد.
27- محسن غرويان و ديگران، بحثى مبسوط در آموزش عقايد، قم، دارالعلم، 1371، ص 85 / محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، بيروت، مؤسسة الوفاء، 1403 ق. ، ج 11، ص 76 .
28- شيخ صدوق، عيون اخبار الرضاعليه السلام، باب 15، ص 155.
29- شيخ عباس قمى، مفاتيح الجنان، باب زيارات جامعه .
این وبلاگ قصد دارد به معرفی دانشمندان مسلمان و همچنین بحث پیرامون علوم اسلامی اعم از محض و غیر آن بپردازد.