صلوات الله سبحانه و تعالي ذكره
علي خاتم النبياء
محمد صلی الله علیه وآله
وعلي حججه الطاهرین المنتجبين عليهم السلام
 -------------------------------------------------

مطالب قبلی:
عصمت نبى مکرم اسلام - 1
 عصمت نبى مکرم اسلام - ۲
عصمت نبى مکرم اسلام - ۳
عصمت نبى مکرم اسلام -۴
عصمت نبى مکرم اسلام -۵
عصمت نبى مکرم اسلام -۶

 

ب - عصمت در روايات  

و حال سيرى كوتاه در ميان روايات اهل بيت‏عليهم السلام. امام رضاعليه السلام به مامون مى‏نويسند: «از اصول دين اماميه اين است كه خداوند هرگز اطاعت كسى را كه باعث گمراهى و فريب مردم مى‏شود، واجب نمى‏كند و هرگز از ميان بندگان خويش، كسى را كه مى‏داند به او كفر مى‏ورزد و سر تسليم فرود نمى‏آورد و به جاى آن، به عبادت شيطان مى‏پردازد، بر نمى‏گزيند و براى انجام رسالت‏ خويش انتخاب نمى‏كند.»(27) و با توجه به اين ‏كه پيروى از گناهكار و خطاكار - در هر دو صورت - موجب گمراهى، فريب و انحراف مى‏شود يا دست ‏كم، احتمال گمراهى و ضلالت دارد، اين حديث‏ شريف تصريح ‏مى‏كند كه هيچگاه خداوند اطاعت از چنين پيامبرانى را بر مردم واجب نمى‏كند. پس شرط رسالت، عصمت است.  

از جمله مؤيدات بحث، دقت در كلمه «حجت‏» است. اين واژه در بيانات ائمه اطهارعليهم السلام وارد شده ‏است. «حجت‏» يعنى‏آنچه دليل است و بر اساس آن مى‏توان ‏احتجاج‏ كرد و وسيله‏اى است كه طرفين بر اساس آن مى‏توانند همديگر را مؤاخذه و محكوم كنند. وقتى به كسى گفته ‏مى‏شود:« حجت‏خدا» ، سخن و عمل او حجت است؛ اگر مردم خلاف او قدم ‏بردارند، از طرف او و خدا مؤاخذه مى‏شوند و اگر از او تبعيت كنند، كسى حق مؤاخذه آن‏ها را ندارد و مى‏توانند پاسخگو باشند كه كار و سخن ما بر اساس حجت ‏بوده است.  

يكى از احاديث درباره عصمت پيامبر اكرم ‏صلى الله عليه وآله - به طور خاص - سخن روشن و صريح اميرمؤمنان‏عليه السلام در خطبه «قاصعه‏» است، در نهج‏البلاغه، مولا مى‏فرمايد: «خداوند از همان ابتداى طفوليت و شيرخوارگى، بزرگترين ملك از ملايك خود را با پيامبر همراه و قرين كرد تا شب و روز راه بزرگوارى‏ها و خوبى‏هاى‏ اخلاق را به ‏او بنمايد. » اين ‏كلام ‏مساله ‏عصمت پيامبرصلى الله عليه وآله را پيش از بلوغ و پس از آن در خلوت و جلوت شامل مى‏شود.  

دليل ديگرى كه عام است و عصمت همه پيامبران را اثبات مى‏كند، سخن امام رضاعليه السلام در مناظره با مامون عباسى است.  

شيخ صدوق رحمة الله در عيون اخبار الرضاعليه السلام نقل مى‏كند كه در جلسه‏اى، مامون از امام رضاعليه السلام پرسيد: اى پسر رسول خدا، آيا اين سخن شما نيست كه « ان الانبياء معصومون؟ » ؛ به راستى، همه پيامبران معصومند. حضرت در جواب فرمودند: « بله، سخن ماست.» او سپس به دنبال آن، مواردى از شبهات نسبت‏ به عصمت‏ حضرات آدم، يونس، موسى و محمد عليهم السلام پرسيد و امام‏عليه السلام رفع اشكال نمود و عصمت آنان را تثبيت كردند. (28)  

همچنين در زيارت «جامعه كبيره‏» و برخى ديگر از زيارات، تعابير بلندى در مورد ائمه اطهار عليهم السلام و عصمت آن‏ها آمده است، با توجه به اين ‏كه ائمه اطهارعليهم السلام، وارثان و جانشينان انبياء عليهم السلام هستند، به نظر مى‏رسد مى‏توان اين عصمت را به پيامبران‏عليهم السلام نيز تعميم داد. در بخشى از اين زيارت مى‏خوانيم: « سلام بر شما، اى حجت‏هاى خدا بر اهل دنيا و آخرت، اى دلالت ‏كنندگان بر رضاى الهى. شهادت مى‏دهم كه شما ائمه هدايت‏ شده و رشد يافته، كامل، معصوم و... هستيد. خدا به خلافت ‏شما در زمين راضى شده و شما را معصوم و از لغزش‏ها پاك كرده و از فتنه‏ها و آسيب‏ها در امان داشته است هر كس به شما چنگ زند و از شما پيروى كند، به راه الهى چنگ زده است و...  . » (29)  

درباره ادله نقلى، بايد توجه داشت كه اعتبار آيات و روايات ائمه معصوم‏عليهم السلام پس از آن است كه با استدلال عقلى، اصل وجود خداوند و توحيد و صفات الهى و ضرورت بعثت انبياء عليهم السلام و عصمت آن‏ها در پذيرش و ابلاغ وحى اثبات مى‏شود. سپس با اثبات اعجاز قرآن و رسالت پيامبر اكرم ‏صلى الله عليه و آله، مى‏توان به آيات الهى و سخنان پيامبرصلى الله عليه وآله و نيز اوصياى ايشان نيز استناد جست. بنابراين، تمسك به دليل نقلى براى اثبات اصل عصمت پيامبران - از جمله پيامبر اكرم‏ صلى الله عليه وآله - در تلقى و اعلان وحى مفيد نيست. اما پس از اعتبار يافتن كلام پيامبرصلى الله عليه وآله و قرآن و ائمه اطهارعليهم السلام، براى اثبات دامنه گسترده‏ تر عصمت و امضاى حكم عقل، مى‏توان از آن بيانات استفاده كرد.  

 

27- محسن غرويان و ديگران، بحثى مبسوط در آموزش عقايد، قم، دارالعلم، 1371، ص 85 / محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، بيروت، مؤسسة الوفاء، 1403 ق. ، ج 11، ص 76 . 

28- شيخ صدوق، عيون اخبار الرضاعليه السلام، باب 15، ص 155.  

29- شيخ عباس قمى، مفاتيح الجنان، باب زيارات جامعه .