اشهد ان علیٍ الوصی و اولادهم معصومین حجج الله

صلوات الله سبحانه و تعالي ذكره
علي خاتم النبياء
محمد صلی الله علیه وآله
وعلي حججه الطاهرین المنتجبين عليهم السلام
 -------------------------------------------------

عید سعید غدیر مبارکباد

احتیاج الکل الیه و استغنائه عن الکل دلیل علی انه امام الکل

الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه علی بن ابی طالب علیه السلام

 

عيد سعيد قربان مبارك باد

صلوات الله سبحانه و تعالي ذكره
علي خاتم النبياء
محمد صلی الله علیه وآله
وعلي حججه الطاهرین المنتجبين عليهم السلام
 -------------------------------------------------

عيد سعيد قربان مبارك باد

ندهي اگر به او دل به چه آرميده باشي

نگزيني ارغم او چه غمي گزيده باشي

نظري عيان بيفكن مگرش عيان ببینی

گرش از جهان نبيني به جهان چه ديده باشي

گزاره‏های دينی اثبات‏پذيرنديا خير؟ بخش دوم

صلوات الله سبحانه و تعالي ذكره
علي خاتم النبياء
محمد صلی الله علیه وآله
وعلي حججه الطاهرین المنتجبين عليهم السلام
 -------------------------------------------------

گزاره‏های دينی اثبات‏پذيرنديا خير؟ بخش اول

تعاريف مختلف از دین

1-1-1 تعريف ماهوی از دين

     مثلاً بعضی تعريفی ماهوی از دين ارايه كرده‏اند به اين ترتيب كه «دين عبارت از يك نظام الهی است كه برای صاحبان خود وضع شده و مشتمل بر اصول و فروع می‏باشد» يك نظام الهی است، الان اديانی وجود دارد كه دين بر آنها اطلاق می‏شود اما نظام الهی نيست مثل بودا. پس اين تعريف جامع همه‏ی افراد نشد.

 

 1-1-2 تعريف غايت انگارانه از دين

    يا تعريف غايت انگارانه از دين بعضاً ارائه كرده‏اند و گفته‏اند: »دين وضعی الهی است كه صاحبان خود را به‏سوی رستگاری در اين دنيا و حسن عاقبت در آخرت سوق می‏دهد« اينها تعاريف غربی‏ها است، تا حدودی بعضاً تعاريف‏شان شباهت به تعاريف متكلمان اسلامی هم دارد. الان ما اديانی در جامعه‏ی فعلی داريم كه اعتقاد به حيات اخروی ندارند. مثلاً همين بودائيان و برهمائيان به تناسخ معتقدند و اينكه انسان بعد از حيات دنيوی و به عبارتی پس از مرگ وقتی روح از بدن جدا شد، اين روح دوباره برمی‏گردد، حالا يا در بدن انسان ديگری يا در بدن حيوان ديگری يا در بدن نبات ديگری يا جماد ديگری حضور و ظهور پيدا می‏كند اعتقاد به تناسخ كه ملاصدرا در جلد 9 اسفار، مفصل اين عقيده را مورد نقد قرار داده است. بسياری از آيين‏های هند و چين و بعضی از فرقه‏های مسيحيت اعتقاد به تناسخ دارند. پس اين تعريف باز جامع همه‏ی اديان نيست يا تعريف برادرين: »دين بيش از هر چيز كوششی است برای آنكه حقيقت كامل خير را در تمام وجوه هستی‏مان باز نماييم.«

    خير را در مقابل شر ببينيم. خير متناسب با هستی ما چيست؟ شبيه همان حرفهايی كه انسان بتواند سعادتی پيدا كند. امروزه مكاتبی هستند و نيز در گذشته كه طالب همين غايت و هدف و مقصد هستند. مثلاً فيثاغورث در آن انجمن فلسفی خود چنين عقيده‏ای داشت و انسانها را به سه دسته تقسيم می‏كرد. انسان‏های موقعيت جو، انسان‏های لذت‏جو و انسانهای حكمت‏جو. می‏گفت من يك انجمن و مكتب فلسفی می‏خواهم بسازم كه انسانها حكمت‏جو باشند. انسانهايی باشند كه با حكمت زندگی كنند و ارتباط با خدا پيدا كنند. آنقدر به كمال برسند كه بعد از مرگ اين روح با خدا متحد بشود نه اينكه دوباره برگردد. چون به فيثاغورث هم همين تناسخ را نسبت می‏دهند. با اينكه يك مكتب فلسفی است. در تاريخ فلسفه‏ی غرب معمولاً بعد از طالس، آنكسی مندر و بعد هم فيثاغورث را نام می‏ببرند. بعد از فيلسوفان آيونيا، فيلسوفان فيثاغورس و بعد هم شخصيت‏های ديگر، زنون اليائی و پارمينيدس اينها مطرحند. بهر حال فيثاغورس به‏عنوان يك فيلسوف و رياضی‏دان مطرح است نه به‏عنوان يك پيامبر و كسی كه دين و مذهب و آيينی به اين معنا داشته باشد، هر چند دستوراتش مقداری شباهت به دستورات دينی داشته، بهر حال هر تعريفی كه ارايه كنيد يك مشكلی دارد.

 

 1-1-3 تعريف كاركردگرايانه از دين

    بعضی گفتند: »دين آيين زندگی است«، يك آيينی است برای اينكه ما چگونه زندگی كنيم، اگزيستانسياليستها هم چنين ادعايی دارند. يعنی فيلسوفان اگزيستانس معتقدند ما يك مكتب فلسفی ارائه می‏دهيم كه به ما ياد دهد ما چگونه زندگی كنيم؟ چگونه خويش را بشناسيم و اين خويش با ديگران ارتباط يابد. شعار اصلی آنها دين است. لذا می‏گفتند پدر مكتب ما سقراط است. اول سقراط اين تفكر را به ما داد.

    اومانيسم به نحوی، نحوه‏ی چگونه زيستن را بيان می‏كند. ماركسيسم دقيقاً يك آيين زندگی بود. يا بعضی وقت‏ها گفته می‏شود، دين آن است كه اصول و فروعی داشته باشد، خيلی از مكاتب فلسفی هستند مثل ماركسيسم كه اصول و فروعی دارند. لذا اينهايی كه در صدد هستند از دين يك تعريف جامعه‏شناسانه بدست بدهند، يعنی كار به اين ندارند كه اين اديان درستند يا غلط، الهی و آسمانی يا زمينی و بشريند. همين كه بعضی از مكاتب پسوند دينی به خود می‏گيرند، اينها را جمع می‏كنند و بعد می‏گويند آيا ما می‏توانيم تعريفی ارائه بدهيم كه تمام اين مصاديق را شامل بشود. يك تعريفی از دين بگوييم كه همه‏ی اديانی كه در هزاره‏ی اديان شركت كرده‏اند بپذيرند. اين به نظر من شدنی نيست و گرفتار مشكلات فراوانی است. زحمت‏ها هم فراوان كشيده شده كه بتوانند تعريفی ارائه بدهند.

 

 1-1-4 تعريف ويت‏كنشتاين از دين

    لذا افرادی مثل ويت‏كنشتاين معتقد به شباهت خانوادگی است. می‏گويد ما فقط می‏توانيم ادعا كنيم كه اديان، دو دو، چند به چند با هم اشتراكاتی دارند. حلقه‏وار می‏توانيم بگوييم اديان يك اشتراكاتی با هم دارند.  اين را می‏گويند شباهت خانوادگی مثل اينكه يك خانواده‏ای را در نظر بگيريد كه همه‏ی افراد اين خانواده، تفاوت‏های متعددی دارند، يا در اخلاق يا در سيرت و يا در صورت. اما يك مشتركاتی دارند مثلاً اين برادر با آن برادر در يك عنصر مشتركند، اين برادر با آن خواهر مشترك است، اين خواهر با آن خواهر در يك رفتار يا در سيرت و صورت اشتراك دارند. اين مجموعه‏ی خانواده‏ی مشتركی است. مشترك يعنی دو به دو با هم در يك عنصر اشتراك دارند. لذا ويت كنشتاين معتقد است »اديان موجود و محقق، شباهت خانوادگی به هم دارند« پس نمی‏توانيم يك تعريفی مشترك كه جامع همه‏ی اديان و مانع اغيار باشد ارائه دهيم. حالا كه نشد تعريفی ارائه بدهيم پس بحث اثبات‏پذيری را هم كنار بگذاريم. چون متوقف به تعريف از دين است.