صلوات الله سبحانه و تعالي ذكره
علي خاتم النبياء
محمد صلی الله علیه وآله
وعلي حججه الطاهرین المنتجبين عليهم السلام
 -------------------------------------------------

عصمت نبى مکرم اسلام - 1

 عصمت نبى مکرم اسلام - ۲

عصمت نبى مکرم اسلام - ۳

حقيقت عصمت

عوامل و رمز عصمت نسبت ‏به گناه و خطا، عبارت است از:

الف - تقوا  

عصمت از گناه ناشى از درجه بالاى تقوا و پرهيزگارى است. عصمت مرتبه كامل عدالت و تقواست. اگر تقوا را يك نيروى درونى بدانيم كه انسان را از بسيارى از گناهان باز مى‏دارد، بايد عصمت را نيز يك ‏نيروى باطنى ‏بدانيم كه شخص را از ارتكاب گناه و حتى فكر آن - به طور كلى - باز مى‏دارد. از اين ‏رو، بعضى از محققان در تعريف آن گفته‏اند: «عصمت قوه‏اى است كه انسان را از ارتكاب گناه و انجام خطا باز مى‏دارد. » (11) 

ب - علم  

كسانى مانند علامه طباطبائى ‏رحمة الله، عصمت را نتيجه علم كامل به عواقب گناه مى‏دانند كه البته اين علم يكى از عوامل دخيل در عصمت‏ است. ايشان‏عقيده ‏دارند كه هر علمى‏ به ‏لوازم ‏گناه ‏پديد آورنده مصونيت نيست، بلكه بايد واقع نمايى علم به قدرى قوى باشد كه آثار گناه در نظر فرد مجسم گردد. در اين هنگام است كه‏ صدور گناه از شخص به صورت يك محال عادى در مى‏آيد. (12)  

در اين‏ جا بايد دانست كه اولا، علم همان‏ گونه كه بازدارنده از گناه است، مانع خطا هم مى‏شود. ثانيا، دو عامل مذكور يا به تعبيرى دو نظر مختلف با هم منافات ندارند؛ چرا كه در حقيقت ‏خود تقوا نيز زاييده علم است.  

ج - روح القدس  

از برخى روايات استفاده مى‏شود كه عامل‏ عصمت ‏يك امر خارجى به نام « روح القدس‏» است. اين روايات، كه بعضى از آن‏ها در كتاب ارزشمند اصول كافى آمده، ظاهرشان حاكى از اين است كه « روح‏» ملكى نيرومندتر و بزرگ ‏تر از جبرئيل است كه با رسول ‏گرامى ‏صلى الله عليه و آله بوده و پس از درگذشت ايشان، با امامان‏عليهم السلام مى‏باشد و درستى و استوارى آنان در گفتار و كردار، در پرتو وجود اين روح است. (13)  

اين بيان در حالى است كه دسته‏اى ديگر از روايات مى‏گويند:« روح‏» از ذات معصوم جدا نيست، بلكه مرتبه‏اى از روح نبى است. امام باقرعليه السلام در كلامى به جابر مى‏فرمايند: «اى جابر، در پيامبران و جانشينان آن‏ها، پنج روح وجود دارد كه عبارتند از: روح قدس، روح ايمان، روح زندگى، روح قوت، روح شهوت. در پرتو روح القدس، از آنچه ميان زمين و عرش رخ مى‏دهد، آگاه مى‏شوند و همه اين ارواح دچار خلل و آسيب مى‏شوند، جز روح القدس كه هرگز دچار اشتباه و لغزش نمى‏گردد. » (14)  

حال، چه روح ‏القدس را يك عامل خارجى بدانيم و چه يك عامل درونى، در هر صورت، وسيله‏اى است ‏براى تحقق اراده‏اى كه خداى متعال نسبت ‏به شخص معصوم دارد و همانگونه كه اراده الهى موجب جبر نيست زيرا از مجراى اراده فرد تحقق مى‏يابد تاييد روح ‏القدس هم موجب جبر نخواهد بود.  

پس از روشن شدن مقدمات بحث، چند نظريه درباره اين مساله و سپس استدلال شيعه بر راى خود ذكر مى‏شود:  

ديدگاه‏هاى گوناگون در مساله «عصمت نبى‏»  

بعضى از فرقه‏هاى كوچك اسلام، كفر را بر انبياء عليهم السلام جايز مى‏دانند (15) و بعضى هم قائلند كه ارتكاب كبيره، هم قبل از بعثت و هم پس از آن بر انبياء عليهم السلام جايز است. (16) البته اينگونه نظرها ضعيف و غيرقابل اعتناست. بعضى از معتزله (17) عقيده دارند كه ارتكاب گناه كبيره پيش از بعثت‏ بر انبياء عليهم السلام جايز بود، ولى پس از بعثت جايز نيست. بعضى (18) هم ارتكاب گناه كبيره را نه قبل از بعثت و نه بعد از آن بر انبياء عليهم السلام جايز نمى‏دانند، ولى ارتكاب گناهان صغيره‏اى را كه موجب تنفر نباشد عيب نمى‏دانند. اما اشاعره ارتكاب گناهان كبيره و صغيره‏هايى را كه نشانه پستى عامل آن باشد (مانند دزديدن يك لقمه غذا يا آفتابه) ، پس از بعثت، عمدا يا سهوا، جايز نمى‏دانند و نيز گناه صغيره‏اى را كه نشانه پستى عامل آن نبوده ولى از روى عمد انجام شده است، جايز نمى‏دانند. (19) شيعه اماميه، ارتكاب گناهان كبيره و صغيره، عمدى و سهوى را توسط پيامبران‏عليهم السلام پيش از بعثت و پس از آن جايز نمى‏دانند.  

پس ديدگاه‏هاى گوناگونى كه درباره عصمت انبياء عليهم السلام وجود دارد، در يك يا چند مرحله از مراحل ذيل خلاصه مى‏شود: عصمت در مقام تلقى، پذيرش، حفظ و ابلاغ وحى و رسالت، عصمت از گناه، عصمت از خطا، عصمت از گناه كبيره، عصمت از گناه صغيره، عصمت ازگناه‏ عمدى يا سهوى، عصمت از صغيره‏اى كه نشانگر پستى فاعل است، عصمت از صغيره‏اى كه حاكى از پستى فاعل نيست، عصمت از كفر، از دروغ يا ساير گناهان.

11 و 12- محمدحسين طباطبائى، الميزان، ترجمه سيد محمدباقر موسوى همدانى، قم، دفتر انتشارات اسلامى، ج 2، ص 142 به نقل از: منشور جاويد، ج 5، ص 12/ ج‏2، ص 82 .  

13- محمد بن يعقوب ‏كلينى، اصول كافى، ترجمه و شرح سيدجواد مصطفوى، تهران، دفتر نشر فرهنگ اهل بيت‏عليهم السلام، ج 1، ص 273، كتاب «الحجة‏» . 

14- همان، ج 1، ص 272.  

15- گروه ازارقه از فرقه خوارج . 

16- گروه حشويه . 

17- ابوعلى جبايى و پيروان او . 

18- قاضى عبدالجبار و پيروان او. ر. ك. به: قاضى عبدالجبار المعتزلى، شرح الاصول الخمسة، صص 575 - 573 . 

19- فاضل قوشچى، شرح تجريد الاعتقاد، ص 464 . 

عصمت نبى مکرم اسلام - 1

 عصمت نبى مکرم اسلام - ۲

عصمت نبى مکرم اسلام - ۳