عصمت نبى مکرم اسلام - 1
علي خاتم النبياء محمد صلی الله علیه وآله
وعلي حججه الطاهرین المنتجبين عليهم السلام
-------------------------------------------------
عصمت نبى مکرم اسلام
چكيده
يكى از اركان عقيده به اسلام، مساله عصمت انبياء عليهم السلام است. اين بحث، همواره در طول تاريخ محل بحث و گفت و گو بوده است؛ قلههاى رفيع انسانيت و اسوههاى بشريت، هميشه مورد عيب جويى واقع شدهاند؛ كسانى كه توان صعود به اين قله بلند را ندارند، سعى در به زير كشيدن كواكب نورانى آسمان خلقت داشتهاند. در اهميت اين بحث، همين كافى است كه بدانيم بدون اثبات عصمت انبياء (ع)، در سلسله عقايد دينى گسستى پيدا مىشود كه قابل پيوند نيست.
اگر پيامبران را دست خوش لغزش، خطا و عصيان بدانيم، ديگر نه به كتب آسمانى اعتمادى هست و نه به رشته اتصال بين خالق و مخلوق، و نه گفتار و كردار آنان مىتواند مايه هدايت شود. احتمال خطا و گناه - هر چند ضعيف باشد - ويرانگر است، چه رسد به تحقق آن و علم بدان. در چنين صورتى هدف آفرينش متحقق نخواهد شد و بشريت ره به جايى نخواهد برد و ظلمت جهل و گناه و فساد عالم را فرا خواهد گرفت. بنابراين، ما براى اثبات حقانيت اديان توحيدى و تعاليم پيامبران و كتب آسمانى، نياز به واسطههايى مطمئن داريم كه در معرض عصيان و خطا نباشند تا به اين وسيله، رشته اتصال بين معبود و عابد محقق شود و از اين جاست كه ضرورت و اهميت بحث عصمت در ميان عقايد دينى رخ مىنمايد.
اين نوشته نگاهى كوتاه به مساله مهم «عصمت نبى» است.
اشارهاى به تاريخچه بحث
«عهد قديم» در كتاب مقدس، پر از سخنان ناروايى است كه به پيامبران الهىعليهم السلام نسبت دادهاند. به همين دليل، در آيين يهود، عصمت پيامبرانعليهم السلام مطرح نبوده است.
علماى مسيحيت، هر چند مسيح عليه السلام را از هر گناه و خطايى پيراسته مىشمارند، ولى اين اعتقادشان بدان دليل است كه او را خدا و يا يكى از خدايان سه گانه مىدانند. بنابراين، نظر مسيحيان نمىتواند مبدا بحث درباره پيامبران باشد.
برخى تحليل گران شرق شناس مانند دونالدسن مسيحى و يا گلدزيهر يهودى مىگويند: مساله عصمت براى نخستين بار به وسيله متكلمان شيعه مطرح شده است؛ زيرا آنان براى برتر نشان دادن پيشوايان خود، مساله عصمت پيامبران را در اثبات عصمت امامان خود مطرح كردهاند تا از اين طريق بتوانند پيشوايان خود را معصوم معرفى كنند. (1)
در اين باره، بايد گفت: اولا، در قرآن، به حقيقت عصمت اشاره شده و اين صفت، هم در مورد ملائكه الهى (2) و هم در مورد خود قرآن آمده است. (3) علاوه بر اينها، آياتى از قرآن، دلالت بر عصمت انبياء عليهم السلام در ابعاد گوناگون دارد كه به برخى از آنها در ادامه اشاره خواهد شد.
از سوى ديگر، برخى از نويسندگان مصرى مانند احمد امين مىخواهند اثبات كنند كه شيعه بسيارى از عقايد خود را در مسائل مربوط به عدل الهى و عصمت پيامبران عليهم السلام از گروه معتزله گرفته است، در حالى كه ريشه بسيارى از عقايد مشترك ميان اين دو گروه را سخنان علىعليه السلام تشكيل مىدهد، بلكه ساير گروهها و اشاعره نيز هر كدام به نوعى پايههاى فكرى خود را از امام اول شيعيان گرفتهاند. (4)
ادامه در مطلب بعد
۱- دونالدسن، عقيدة الشيعة، ص 328 / گلدزهير، العقيدة و الشريعة، ص 180.
۲- تحريم/ ۶ .
۳- فصلت/ 42.
4- عمرو بن بحرابى عثمان الجاحظ، رسائل، تحقيق عمر ابوالنصر، ص 228.
این وبلاگ قصد دارد به معرفی دانشمندان مسلمان و همچنین بحث پیرامون علوم اسلامی اعم از محض و غیر آن بپردازد.