مسائل و موضوعات فلسفي

 صلوات الله سبحانه و تعالي ذكره

علي خاتم النبياء محمد صلی الله علیه وآله

وعلي حججه الطاهرین المنتجبين عليهم السلام

------------------------------------........-----

پس از بررسي بسيار مختصر مكاتب فلسفي موجود در حوزه اسلام و همچنين معرفي تعدادي از فيلسوفان مطرح هر مكتب، به بيان مسائل و محورهاي مورد بحث در فلسفه مي پردازيم.

ازآنجا که موضوع فلسفه، هستی و شناخت هستی است، مسائل آن هم بر محور هستی می چرخد. بعبارتی موضوع علم فلسفه موجود بماهو موجود است؛ يعنی موجود بدون تعينات شخصی.

گاهی نگاه به موضوعات، نگاهی جزئی و موردی است؛ مثل آسمان، زمين، اشخاص، حيوان و ... كه امور جزئي هستند و گاهی به وجودِ موجود، از آن جهت که موجودند، بدون ماهيت، نگاه می شود و هستی محض را بررسی مي‌کند و هستی مقيد  - همچون هستی آسمان، هستی حيوان و ... - را شامل نمی شود.

بطور مثال، گاهی يک فردِ محقق، راجع به آب، فارغ از صفاتی که می تواند بر آن سوار شود - نظير شوری، شيرينی، سبکي و سنگيني- تحقيق می کند و گاهی تحقيق روی آب به همراه صفاتی است که می تواند پذيرای آن باشد؛ مثل آب شور، شيرين. در حقيقت در هر دو قسم موضوع تحقيق حول محورِ آب است؛ اما در اولی فارغ از قيودات و در دومی همراه با قيودات.

فلسفه اسلامي؛ مكتب يا سير تفكر

فلسفه اسلامي؛ مكتب يا سير تفكر

آيا فلسفه اسلامى مكتب مشخصى است يا يك سير تفكر است؟ فلسفه اسلامى در حقيقت مساوى است با همان چيزهايى كه ابن سينا و فارابى و ملاصدرا  و ساير فلاسفه مسلمان گفته اند. اگر چه مى توان براى فلسفه اسلام مكتبى ساخت مثل تفكيكى‌ها؛ ولى مهم ذكر اين نكته است كه اولاً اين مكاتب فلسفي اگرچه قيد اسلامي را بدنبال دارند ولي به صرف اين پسوند نمي توان آن را همانند خود اسلام پايدار و جاودان در نظر گرفت و شاهد اين مدعا بسياري عقيده هايي است كه به عنوان مكتب نهايي مطرح گشته‌اند ولي به مرور زمان نواقص آن مشخص گرديده‌است. دوم اينكه اصالتاً فلسفه مخالف نقدناپذيري است و نمى تواند مقدس باشد. يكى از اشتباهات همين است. فلسفه مقدس نيست، اما اسلام مقدس است. فلسفه بايد نقدپذير باشد. خود ابن سينا، فارابى را نقد مى كند. فلسفه به مجرد اينكه نقدناپذير شد، از حيث اعتبار فلسفى ساقط است. ما چنين فلسفه اى نمى خواهيم و نداريم. اگر منظور  اين است كه از فلسفه اسلامى يك چيزى بسازيم كه نقد ناپذير باشد، چنين چيزى نيست؛ اما آن چه فيلسوفان ما گفته اند قابل نقد است.

جذابیتهای وبلاگ علوم اسلامی از دیدگاه خوانندگان

 صلوات الله سبحانه و تعالي ذكره
علي خاتم النبياء
محمد صلی الله علیه وآله
وعلي حججه الطاهرین المنتجبين عليهم السلام
-----------------------------------------

به نظرم برای شما  هم جالب باشه که چه کلماتی مورد علاقه و جستجوی مراجعه کنندگان به این وبلاگ است. این آمار کمک می کنه که جهت دهی خوبی به مطالب داده بشه شما دوست عزیز هم نظتون رو بفرمایید تا این حرکت هم استوار تر باشه هم کاملتر.

عبارات جستجو شده در موتورهای جستجو رو می توانید در ادامه مطالب بیبینید.

ادامه نوشته

آيا فلاسفه اسلامي هويتي مستقل از متكلمين دارند؟

 صلوات الله سبحانه و تعالي ذكره
علي خاتم النبياء
محمد صلی الله علیه وآله
وعلي حججه الطاهرین المنتجبين عليهم السلام
-----------------------------------------

آيا فلاسفه اسلامي هويتي مستقل از متكلمين دارند؟

مسئله اى است كه امروز هم شايع است و سئوال مى شود كه فيلسوفان اسلامى، از فارابى گرفته تا ابن سينا، ملاصدرا و علامه طباطبايى، با متكلمان كه در باب مسائل اعتقادى اسلامى، قلم فرسايى كرده‌اند و سخن گفته اند چه فرقى دارند؟ آيا فيلسوف اسلامى همان متكلم اسلامى است يا متكلمين با فلاسفه فرق دارند؟ اين مسئله خيلى مهمى است.

آنهايى كه بيشتر با فلسفه غربى آشنايى دارند، مى گويند كه ما فلسفه اسلامى نداريم و ابن سينا و ديگران همه متكلم بوده‌اند. مي‌گويند اينها بيشتر مسلمان بودند و چون عقايد اسلامى دارند، پس پيش فرض خواهند داشت يعنى از پيش عقايدى دارند و مى‌خواهند اين عقايد را از راه برهان فلسفى اثبات كنند و اين همان كارى است كه متكلمين مى كنند. متكلمين عقايد از پيش تعيين شده اى دارند و سعى مى كنند دليل عقلى براى آن بياورند.

ادامه نوشته

فلسفه اسلامي و مسائل رايج آن

صلوات الله سبحانه و تعالي ذكره
علي خاتم النبياء
محمد صلی الله علیه وآله
وعلي حججه الطاهرین المنتجبين عليهم السلام

------------------------------------------

 

فلسفه اسلامي و مسائل رايج آن

جهت روشن تر شدن بحث فلسفه اسلامی و مطرح كردن بخشي از شبهات، دو نمونه از  سؤالات رايج پيرامون فلسفه اسلامي را مطرح  و در پست های بعدی به آن  پاسخ خواهيم داد.

 

آيا فلاسفه اسلامي هويتي مستقل از متكلمين دارند؟

فلسفه اسلامي؛ مكتب يا سير تفكر

طبقه بندى آموزشى كتاب هاى فلسفي

طبقه بندى آموزشى كتاب هاى فلسفي

در ميان طلاب علوم ديني و بخصوص محصلين فلسفه در دوره هاي اخير، شيوه مطالعه كتب فلسفي به شرح زير است:

ابتدا يك دوره كتاب بداية الحكمه و سپس يك دوره كتاب نهاية الحكمه كه هر دو از تأليفات علامه طباطبايي است مطالعه مي گردد.

در سطوح بالاتر، كتاب منظومه و شرح آن اثر ملا هادي سبزواري كه خلاصه حكمت متعاليه است، مطالعه مي گردد.

كتابهاي بعدي كه مورد توجه قرار مي گيرد، شفا و اشارات بوعلي در زمينه حكمت مشاء است كه معمولاً اين كتاب ها از روي شرح خواجه نصير بر آنها تدريس مي شود . كتاب بعدي، حكمة الاشراق سهرودي در زمينه حكمت اشراق است. بررسي و مطالعه و تدريس اسفار ملا صدرا معمولاً جزء كتابهاي نهايي براي فلسفه است.

اين شيوه مطالعه،  روند معمول در بررسي كتب فلسفي است اگرچه ترتيبهاي ديگري هم ممكن است مطرح باشد.