اعتكاف راهي به سوي ملكوت - بخش اول

هو

نفس ناطقه‌ی انسانی را در قوس صعود، شأنیت آن است که در سفر من الخلق الی الحق و اشتداد جوهری ذاتی، تا به بی‌انتها سیر کند؛ و هر دم از شهری پشت و به شهر دیگر رو نماید که زبان حالش « إنّا لله و إنّا إلیه راجعون » است؛ زیرا از نقطه‌ی آغازین لایتناهی که آغاز آنرا آغاز نیست، آمده است و به نقطه پایانی آن که انجام آنرا انجام نیست، می‌رود. و این سیر انسانی را نهایت نبود که وی را مقام لایقفی است و او را در هیچ مرتبه‌ای از مراتب عوالم وجودی در قوس صعود که از منشئات علم و عمل اوست، حدّ یقف نباشد.

نفس با رسیدن به کمالات لایق خویش، سعه‌ی وجودی می‌یابد و از آنچه که از عوالم مافوق بدو افاضه می‌گردد، قابلیت پذیرش او مضاعف می‌گردد که سعه‌ی قابلیّت یابد و خود را بدین اشتداد وجودی به اسماءالله متّصف کند.

اعمال عبادی الهی در شریعت مطهّره‌ی محمّدیه صلّی الله علیه و آله و مذهب حقّه‌ی جعفریه سلام الله علیه و علی آبائه و ابنائه الطاهرین، هر یک انسان را مظهر اسمی از اسماءالله می نماید تا اتّصاف به همه اسمای حسنای الهی پیدا کند.

ادامه نوشته

غروی اصفهانی

 حاج شيخ محمد حسين غروی اصفهانی در تقوا و علم، منقولاً و معقولاً يگانه بود، در سال 1296 در نجف متولد شد، پدرش بازرگانی بود متدين‏ و مقيم كاظمين. مرحوم اصفهانی تا نزديك به بيست سالگی در كاظمين مقيم‏ بود و تحصيل می‏كرد. بعد به نجف ‏مشرف شد و در درس مرحوم آخوند ملامحمد كاظم خراسانی حاضر شد و تا پايان عمر استاد (1329ه.ق) به تلمذ در محضر او ادامه داد. وی در علوم معقول، شاگرد مرحوم ميرزا محمد باقر حكيم اصطهباناتی است. مرحوم اصفهانی تأليفات زيادی در فقه و اصول دارد و انديشه‏اش هم اكنون‏ جزء انديشه‏های زنده‏ای است كه در ميان علما و فضلاء حوزه‏های درس فقه و اصول مطرح است. منظومه‏ای بسيار عالی به نام تحفه الحكيم در فلسفه دارد. رساله‏ای هم در معاد نوشته است. معظم‏له در سال 1361ه.ق با سكته مغزی‏ درگذشت.

سيد حسين بادكوبه‏ای

 آقا سيد حسين بادكوبه‏ای در سال 1293ه.ق در دهی از دهات بادكوبه متولد شد، پس از تحصيل مقدمات به تهران آمد و رياضيات‏ را نزد ميرزای جلوه ( اواخر عمر جلوه ) آموخت و فلسفه را از محضر حكيم‏ اشكوری و حكيم كرمانشاهی استفاده كرد. آنگاه به نجف رفت و به تكميل‏ علوم نقليه در حوزه آخوند ملامحمد كاظم خراسانی و شيخ حسن ممقانی پرداخت. ‏اين مرد و مرحوم حاج شيخ محمدحسين غروی دو چهره‏ای بودند كه در آن زمان‏ در نجف به اطلاع بر علوم عقليه شناخته می‏شدند. وي در سال1358ه.ق در نجف اشرف درگذشت.

هيدَجی زنجانی

ملا محمد هيدجی زنجانی بعد از تحصيل مقدمات در زنجان و قزوين به‏ تهران آمد. رياضيات را از محضر آقا ميرزا حسين سبزواری مقيم تهران ، و حكمت و فلسفه را از محضر ميرزای جلوه استفاده كرد . سفری به عتبات برای تكميل معلومات رفت. در آنجا نيز ضمن تحصيل علوم‏ نقلی به تكميل علوم عقلی پرداخت. پس از مراجعت به تهران، خود حوزه‏ درس داشت و طالبان حكمت از محضرش استفاده می‏كردند. مرحوم هيدجی‏ حاشيه‏ای دارد بر شرح منظومه حكيم سبزواری كه مورد استفاده است. حكيم هيدجی مانند برخی از اسلاف خودش از تهذيب و صفای نفس بهره‏ كافی داشت و هم مانند برخی از آن اسلاف، تا پايان عمر در حال تجرد باقی‏ ماند و در سال 1339 ه.ق درگذشت .

جهانگيرخان قشقايي

جهانگيرخان قشقايي در بزرگسالي عشق تحصيل به سرش افتاد و دنبال علم‏ را گرفت تا آنجا كه استاد مسلم فلسفه در اصفهان گرديد. مرحوم خان علاوه‏ بر مقام علمی و فلسفی، در متانت، وقار، انضباط اخلاقی و تقوا نمونه‏ بوده است تا آخر عمر در همان لباس عادی اولی خود باقی بوده و فوق‏العاده‏ مورد ارادت شاگردان و آشنايان بوده است. مرحوم خان شاگرد آقا محمدرضا فمشه‏ای بوده و احتمالاً در ابتدای تحصيل حوزه درس ميرزا عبدالجواد حكيم‏ خراسانی مقيم اصفهان و ملا اسماعيل اصفهانی دربكوشكی را درك كرده است‏. جهانگيرخان در سال 1243ه.ق در دهاقان اصفهان متولد شده و در سال 1328ه.ق در اصفهان درگذشته‏ است و قبر وي در تخت فولاد اصفهان معروف است .

ميرزا هاشم اشكوری رشتی:

ميرزا هاشم اشكوری رشتی از اساتيد مسلم فلسفه و عرفان زمان خود بوده و شاگردان بسياری از حوزه پربركتش برخاسته‏اند . او يكی از اركانی‏ است كه واسطه انتقال فلسفه و عرفان به طبقات بعدی است . شهرت و امتيازش از معاصرينش به سبب تخصص در عرفان نظری است. بر مصباح الانس‏ فناری كه شرح مفتاح الغيب قونوی است، حاشيه نوشته‌است. حكيم اشكوری از شاگردان حكيم قمشه‏ای و آقاعلی مدرس و ميرزای جلوه بوده است وی در سال1332 درگذشته است .

ميرزا ابوالحسن جلوه

 ميرزا ابوالحسن جلوه از مشاهير اساتيد و مدرسين اين طبقه است . سالهای متمادی تدريس و شاگردان بسياری تربيت كرده‌‌است. مرحوم جلوه‏ در سال 1238ه.ق متولد شده و در سال 1314 ه.ق درگذشته است. او بيشتر طرفدار بوعلی بوده و به فلسفه ملاصدرا اعتقاد چندانی نداشته است. وی اهل اصفهان است‏ كه به تهران مهاجرت كرده. جلوه شاگرد ميرزا حسن نوری و ميرزا حسن‏ چينی از شاگردان ملاعلی نوری است . جلوه و حكيم قمشه‏ای و آقاعلی مدرس سه مدرس نامداری بودند كه حوزه تهران در اواخر قرن سيزدهم و اوايل قرن چهاردهم بر محور وجود آنها می‏گرديد . غالباً شاگردان آنها مانند افرادی كه در ذيل نام حكيم قمشه‏ای ياد كرديم مشتركند و شاگردان هر سه نفر بوده‏اند .

حكيم قمشه‏ای

آقا محمدرضا حكيم قمشه‏ای نيز از اعاظم حكما و اساطين عرفای‏ قرون اخيره است. اهل قمشه اصفهان است. در جوانی برای تحصيل به اصفهان مهاجرت كرد و از محضر ميرزا حسن نوری و ملا محمدجعفر لنگرودی بهره‏مند شد. سالها در اصفهان عهده‏دار تدريس فنون حكمت بود. حدود ده سال پايان عمر خود را در تهران به سر برد و در حجره مدرسه صدر مسكن گزيد و فضلا از محضر پرفيضش استفاده كردند. پرشورترين دوره زندگانی حكيم قمشه‏ای ده سال آخر است .وی مردی به تمام معنی وارسته و عارف مشرب بود. با خلوت و تنهايي‏ مأنوس بود

ادامه نوشته

رجب ماه بندگي

 

یا من ارجوه لكل خير

حلول ماه مبارك رجب ماه ولايت  و ولادت حضرت

 باقر العلوم عليه السلام بر همه مباركباد.

اميد آنكه از اين ماه پر بركت توشه اي براي خود فراهم آوريم. ان شاءالله

آقا علی حكيم

 آقا علی زنوزی ، معروف به آقا علی حكيم و آقا علی مدرس. فرزند ملاعبدالله زنوزی سابق الذكر و از اساتيد كم نظير دو قرن اخير است. در سال 1234 در اصفهان  متولد شد، از پدر معقولا و منقولا استفاده كرده است. برای تكميل علوم‏ منقول به عتبات رفت و پس از مراجعت‏ به تهران به اصفهان رفت و از محضر درس ميرزا حسن نوری فرزند ملاعلی نوری بهره‏مند شد ، از آنجا به قزوين‏ رفت و از درس ملاآقای قزوينی استفاده كرد، بار ديگر به اصفهان رفت و مجددا در خدمت ميرزا حسن نوری به تكميل تحصيلات پرداخت ، آنگاه به‏ تهران مراجعت كرد و سالها در مدرسه سپهسالار قديم مدرس رسمی بود و در سال 1307 در تهران درگذشت .

ملا هادي سبزواري

حاج ملاهادی سبزواری . بعد از ملاصدرا مشهورترين حكمای الهی سه چهار  قرن اخير است. حاجی سبزواری در 1212 در سبزوار متولد شد. هفت ساله‏ بود كه پدرش مرد. در ده سالگی برای تحصيل به مشهد مقدس رفت و ده سال‏ اقامت كرد. شهرت حكمای اصفهان او را به اصفهان كشانيد. در حدود هفت‏ سال از محضر ملااسماعيل دربكوشكی اصفهانی استفاده كرد و ضمناً در همان وقت،‏ دو سه سال اواخر دوره حكيم نوری را درك كرد . سپس به مشهد مراجعت كرد و چند سالی در مشهد به تدريس پرداخت، و آنگاه عازم بيت‏الله شد.

ادامه نوشته

فلاسفه مسلمان: ملاعبدالله زنوزی

  ملاعبدالله زنوزی اين مرد همان است كه به تقاضای محمدحسين‌خان‏ مروی، حكيم نوری او را برای تدريس فلسفه از اصفهان به تهران فرستاد. مركزيت تهران در مقابل اصفهان كه تدريجاً اصفهان از رونق افتاد، از اين‏ زمان شروع شد. ملاعبدالله مطابق گزارشی كه فرزند برومند عاليقدرش آقاعلی مدرس داده است، مقدمات را در آذربايجان تحصيل كرده و سپس به كربلا رفته‏ و از حوزه فقه صاحب رياض بهره‏مند شده است. آنگاه مدتی در قم از محضر درس‏ ميرزای قمی مجتهد معروف بهره‏مند شده و بعد به اصفهان رفته و پس از محضر حكيم نوری و آموختن حكمت نزد او در سال 1237 به تهران منتقل شده‌است. پس از بيست سال تدريس و افاضه در مدرسه مروی وي در سال 1257 به رحمت حق پيوسته است.

فلاسفه مسلمان: ملاعلی نوری ، ميرزا حسن نوری

ملاعلی نوری: ملاعلی نوری مازندرانی اصفهانی. از بزرگترين حكماي الهی اسلامی و از افراد معدود انگشت شمار سه چهار قرن اخير است كه تا عمق فلسفه صدرايی‏ نفوذ كرده‏اند. ابتدای تحصيلش در مازندران و قزوين بوده ، سپس به اصفهان آمده و از محضر درس آقا محمد بيدآبادی و سيد ابوالقاسم مدرس اصفهانی استفاده كرده‏ و خود بزرگترين حوزه حكمت را در اصفهان داير كرده است .

ملاعلی نوری از نظر تدريس و تشكيل حوزه درسی و تربيت شاگردان و طولانی بودن مدت كار تدريس و تربيت شاگرد، ترويج علوم عقلی، كم نظير و شايد بی‏نظير است .

ادامه نوشته

فلاسفه مسلمان: ملاشمساي گيلاني ، فيض كاشاني ، ملا عبد الرزاق لاهيجی

ملاشمساي گيلاني: شمس‏الدين گيلانی، معروف به ملاشمسا. از شاگردان ميرداماد است .
ميان او و همشاگرديش ملاصدرا مراسله‏ای صورت گرفته است. ملاشمسا درباره‏ چند مشكل در فلسفه از قبيل موضوع در حركت كميه و وجود ذهنی سؤال كرده وصدرا پاسخ گفته است. پاسخ صدرا به صورت رساله‏ای كوچك درآمده و در حاشيه مبدأ و معاد وی با چاپ سنگی چاپ شده است .

فيض كاشاني : ملا محسن فيض كاشانی ، حكيم و عارف و محدث مشهور

ادامه نوشته

عصمت حضرت فاطمه زهرا (س) - بخش چهارم

بخش چهارم از فصل هفتم کتاب فص حكمة عصمتيه في كلمة فاطمية اثر علامه حسن زاده آملي:

يكي ازعزيزا نم كه آزاد مردي است و در عرفان عملي داراي حظي وافر است وبه القاءات  سبوحي نايل است وبه گفتن اين فصل «اشهد أن فاطمة بنت رسولالله عصمة الله الكبري »درفصول أذان واقامه نماز عامل ،دراثناي فصول اقامه نماز مغرب شب يكشنبه ،دهم ربيع الاول 1419 ه.ق ،برابر14/4/1377 ه. ش، خواست كه فصل مذ كور را اداءكند از نهاد ديوارمقابلش مي شنود كه كسي مي گو يد : «أشهدأن فاطمة الزهراءحجة الله علي الحجج »شگفت اين كه همين عبارت شريف يادشده ،صورت روايت حضرت امام حسن «ع»است؛چنان كه سيد عبدالحسين طيب –طيب الله رمسه –آن را در تفسير اطيب البيان (ج 13 –ص225)نقل كرده است كه: « قال الامام العسكري عليه السلام نحن حجه الله علي خلقه ، و جدتنا فاطمةحجة علينا ».

وقوع اين واقعه براي آن جناب ،ويافتن اين حديث مستطاب موجب شده اند كه اين متمسك بذيل ولايت عصمةالله الكبري در فصول اذان واقامه بعد از شهادت به نبوت خاتم الانبياءمحمد مصطفي (ع)،وبه امامت سيد الأوصياء أميرالمؤمنين علي واولاد معصومينش (ع)مي گويد :«أشهد أن فاطمة بنت رسو ل الله عصمة الكبري وحجةالله علي الحجج».

ادامه نوشته

عصمت حضرت فاطمه زهرا (س) - بخش سوم

 در بخش نخست متن و ترجمه فصل و در بخش دوم معنای عصمت ذکر شد در ادامه حضرت علامه حسن زاده آملی به تبیین خصوصیات و القاب آن حضرت می پردازند :

بخش سوم از فصل هفتم کتاب فص حكمة عصمتيه في كلمة فاطمية اثر علامه حسن زاده آملي:

درذيل اين فصل ،حضرت صديقه طاهره فاطمه معصومه «ع»رابه«بقية النبوة»ستوده ايم ؛اين تعبير مادرباره آنجناب چنانست كه در زيارت جامعه است :«السلام علي الأئمة الدعاةالولاة،والذادة الحماة، وأهل بيت پيغمبر –عليهم السلام –راكه بقيه الله وبقية النبوة مي گويند تعظيم  وتجليل ازآنان بدين لحاظ است كه چون وسايط فيض الهي هستند ومتخلق به اخلاق الله مي باشند وسبب هدايت خلق اند ، وباذن الله كار خدايي مي كنند ،ومانند رسول خدا «ع» نشر حقائق ومعارف قرآني مي نمايند وكار پيغمبري انجام مي دهند ،كأن آن بزرگواران بقية الله وبقيةالنبوة ميباشند فتبصر.

ادامه نوشته

عصمت حضرت فاطمه زهرا (س) - بخش دوم

همانطور كه در بخش نخست آمد مطلب زير برگرفته از كتاب فص حكمة عصمتيه في كلمة فاطمية اثر استاد علامه حسن زاده آملي است در قسمت قبل، متن و ترجمه فصل هفتم  پيرامون عصمت حضرت فاطمه سلام الله عليها به استحضار رسيد. در ادامه بخش ابتدايي شرح اين فصل تقديم مي گردد:

شرح

در كتب كلامي بحث از عصمت و تشاجر آراء در بيان آن به ميان آمده است ؛ و علم الهدي سيد مرتضي – رضوان الله عليه – كتابي گرانقدر در اين امر به نام تنزيه الانبياء نوشته است ؛ و جناب خواجه طوسي در مساله ثالثه مقصد رابع تجريد الاعتقاد فرموده است :‹ و يجب في النبي العصمه ليحصل الوثوق فيحصل الغرض ، و لوجوب متابعته و ضدها و الانكار عليه ...› ( كشف المراد – ط7- ص471 – بتصحيح الراقم و تعليقه عليه ).

ادامه نوشته

عصمت حضرت فاطمه زهرا (س) - بخش اول

آنچه در ادامه مي آيد بخش نخست از فصل هفتم كتاب فص حكمة عصمتيه في كلمة فاطمية اثر استاد علامه حسن زاده آملي است كه در نوزده فصل در شرح مقامات انسان كامل و بخصوص بي بي دو عالم حضرت صديقه كبري تحرير شده است.

ان شاء الله در آينده اي نزديك پيرامون اين كتاب و خصوصيات آن مطالبي تقديم خواهد شد. اما از باب تيمن و تبرك فصل هفتم اين كتاب را كه اختصاص به به بيان عصمت حضرت فاطمه و خصوصيات آن دارد؛ آورده شده است.

شيوه كتاب بر اين است كه ابتدا متن عربي سپس ترجمه و در ادامه شرح آن مي آيد كه هر سه به قلم علامه ذوالفنون حسن زاده آملي است.

و اما متن فصل هفتم:در اين كه فاطمه سلام الله عليها دختر خاتم الانبياء صلي الله عليه و آله صاحب عصمت بوده است

كانت فاطمه بنت رسول الله (ص)ذات عصمه بلا دغدغه و وسوسه ، و قد نص كبار العلماء كالمفيد و المرتضي و غيرهما بعصمتها (ص) بالآيات و الروايات، و الحق معهم و المكابر محجوج مفلوج .

و كانت – صلوات الله عليها – جوهره قدسيه في تعين انسي ، فهي انسيه حوراء و عصمه الله الكبري .

ادامه نوشته

خیر کثیر

السلام علیک یا حجة الله علي الحجج

السلام عليك يا عصمة الله الكبري

السلام عليك يا فاطمة الزهرا

                     بده ساقي هم از خم ولايش مر مرا ساغر

بويژه روز ميلادش نشايد منع استسقا

سر از خم گير و هشياري بمگذار اندرين محفل

كه اين مستي است هشياري مرا افزون بده صهبا

بروشن كردن گيتي مبارك كوكب دري

كه نه شرقي است نه غربي بباشد زهره زهرا

بتول آن دخت پيغمبر كه آمد عصمت داور

پناه ماسوا يكسر چه در سرّا چه در ضرّا

ادامه نوشته

فلاسفه مسلمان: میر داماد ؛ ملا صدرا

مير داماد: مير محمدباقر داماد، معرف به ميرداماد از حكمای طراز اول اسلامی است. فلسفه به وسيله او  رنگ و بوی ديگری می‏گيرد. وی علاوه بر اينكه فيلسوف بود، فقيه و رياضيدان و اديب و رجالی‏ و روي هم‌رفته مردی جامع بود، او خود را معلم ثالث می‏خواند.

وي حوزه درس باشكوه و گرم و پر بركتی تشكيل داد. درست معلوم نيست كه‏ ميرداماد تحصيلات فلسفی خويش را چگونه و نزد چه كسانی انجام داده است. اساتيد او را كه شمرده‏اند، عبارتند از شيخ عبدالعالی كركی، سيد نورالدين‏ عاملی، تاج‏الدين

ادامه نوشته