فيلسوفان پس از ملا صدرا

پس از ملاصدرا می توان گفت که ما ديگر فيلسوف مشائي محض و يا فيلسوف اشراقی محض نداريم. بعد از او  مسائل تقريبا با نگاه صدرايي  نگريسته می شود . اگر چه مکاتب پيشين هم طرفدارانی مستقل داشته است .

از حکما و فيلسو فان برجسته پس از ملاصدرا  که بتوان آن را نماينده واقعی حكمت متعاليه دانست، می‌توان به ملا هادی سبزواری اشاره کرد. او در سال 1212 در سبزوار متولد شد. او براي تحصيل ابتدا به مشهد و سپس به اصفهان رفت.وي شخصيت بسيار فوق العاده‌اي داشت. او علاوه بر اينكه به عنوان يك فيلسوف مطرح است، در تعبد و زهد هم سر لوحه زمان خويش بود. حاج ملا هادی سبزواری در کتاب خود به نام منظومه، افکار و آرای ملاصدرا را به صورت نظم و در غالب شعر در کتاب خود جمع آوری نمود. او خود شرحی به زبان عربی بر کتاب خود نوشته است که به «کتاب شرح منظومه» مشهور است و آن را مي‌توان چکيده اسفار به حساب آورد .

ادامه نوشته

وداع با يار

خطبه حضرت امیر المومنین هنگام خاک سپاری

 حضرت عصمـة الله الکبری فاطمـة الزهرا

السَّلامُ عَلَيْكَ يا رَسُولَ اللَّهِ عَنِّي وَ عَنِ ابْنَتِكَ النَّازِلَةِ فِي جِوارِكَ، وَالسَّرِيعَةِ اللَّحاقِ بِكَ، قَلَّ يا رَسُولَ

اللَّهِ عَنْ صَفِيَّتِكَ صَبْرِي ، وَرَقَّ عَنْها تَجَلُّدِي ، إِلا اءَنَّ لِي فِي التَّاءَسِّي بِعَظِيمِ فُرْقَتِكَ، وَ فادِحِ 

 مُصِيبَتِكَ مَوْضِعَ تَعَزِّ، فَلَقَدْ وَسَّدْتُكَ فِي مَلْحُودَةِ قَبْرِكَ، وَفاضَتْ بَيْنَ نَحْرِي وَ صَدْرِي نَفْسُكَ.

سلام بر تو، اى پيامبر خدا. سلام من و دخترت كه اكنون در كنار تو فرود آمده و چه زود به تو پيوست . اى رسول خدا، بر مرگ دخت برگزيده تو، شكيبايى من اندك است و طاقت و توانم از دست رفته ولى مرا، كه اندوه عظيم فرقت تو را ديده ام و رنج مصيبت تو را چشيده ام ، جاى شكيبايى است . من خود تو را به دست خود در قبر خواباندم و هنگامى كه سر بر سينه من داشتى ، جان به جان آفرين تسليم نمودى .

ادامه نوشته

حضرت آيت الله فاضل لنكراني به ديار حق شتافت.

 

حضرت آيت الله فاضل لنكراني به ديار حق شتافت.

 

حضرت آيت‌الله شيخ محمدفاضل لنكراني كه پنج‌شنبه گذشته پس از ادامه مداوا از كشور انگلستان به تهران بازگشته بود مقارن ساعت 15 امروز به دليل نارسايي قلبي و شدت بيماري در بيت خود درگذشت.
معظم‌له كه چندي پيش در يكي از بيمارستانهاي تهران بستري بود و براي ادامه مداوا به يكي از بيمارستانهاي تخصصي لندن اعزام شده بود به اصرار خود به تهران بازگشت و در آستانه شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) بعدازظهر امروز به ديار باقي شتافت.

حضزت آيت الله العطمي فاظل لنكراني

اين ضايعه اسفناك را به پيشگاه حضرت ولي عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف تسليت عرض مي نمايم.

حكمت متعاليه

در جهان اسلام به تبع يونان دو روش تفكر پيدا شد: 1- روش مشاء 2- روش اشراق.

در جهان اسلام اين دو مكتب بسيار رشد يافت و مسائل بسياري به آنها اضافه شد و توسعه يافت. در كنار اين دو روش، دو روش ديگر هم بود؛ يكي روش كلامي و ديگري روش عرفاني. پس در ميان مكاتب موجود، دو روش در فلسفه داريم و در كنار آن هم دو روش غير فلسفي بود.

در ادامه حركت فلسفه در اسلام در قرن  نه و ده، حوزه اصفهان به نوعي مركز علمي جهان اسلام شده بود و محل تجمع دانشمنداني همچون شيخ بهايي، ميرداماد، مير فندرسكي و بسياري از فقها و محدثين ديگر. اين شرايط زمينه اي را فراهم كرد تا فيلسوف برجسته ديگری رشد كند. شخصي كه به شهادت عامه علما، تأثير شگرفي بر حوزه‌هاي چهار گانه گذاشت. او كسي نبود  جز محمد ابن ابراهيم قوام، مشهور به ملاصدرا.

ادامه نوشته

تفاوت فلسفه اشراق با عرفان

 

تفاوت فلسفه اشراق با عرفان اين است كه فيلسوف اشراقي مي خواهد حقيقت را بفهمد و ببيند، ولي هدف رسيدن به آن نيست. در صورتي كه در عرفان  هدف، چشيدن و رسيدن است، و با دارايي كار دارد نه با دانايي. در فلسفه مي گويد خدا قادر و آگاه به همه چيز است. در فلسفه اشراق مي گويد كه صفاي دل لازم است تا بفهميم اينكه مي گويند خدا قادر و عالم است يعني چه و استدلال خيلي روشن نمي كند. عرفان به دنبال تجلي عظمت و رحمت در دل است و مي خواهد به آنها برسد.

حكماي اشراق

شيخ شهاب الدين سهروردي را مي توان مؤسس اين مكتب دانست. اگر چه قبل از او ، فارابي و ابن سينا هم تمايلاتي از خود نشان داده بودند، اما او بود كه مستقلاً مكتبي با مسيري متكي بر تزكيه نفس و مبتني بر اشراقات قلبي پايه نهاد. همانطور كه گذشت، اشراق سهروردي اگر چه در مسير با اشراق افلاطون تا حدودي  مشترك است ، اما بسياري از مسائل مطرح در مكتب اشراق، نتيجه تلاش شخص سهرودي است.

او از نوابغ زمان خويش است و در علوم ديگر از جمله فقه هم تسلط داشته است . او در سال 586 و در سن 36 سالگي بر اثر حسادتهاي ديگران و كج فهمي هاي موجود،  به دار آويخته شد.

ادامه نوشته

مكتب مشاء

 

 فلسفه مشاء فلسفه اي مبتني بر استدلال است به گونه اي كه در جهت درك حقيقت، تمايل فراواني دارد كه از استدلالات عقلي استفاده كند .

فلاسفه اسلامي بيشتر گرايش به مكتب مشاء از جنبه استدلالي داشته اند و حتي در مكتب اشراق هم استدلال مورد احترام است. اما آنچه مكتب مشاء را از اشراق متمايز مي سازد، ميزان تأكيد آنها بر استدلال است.

ادامه نوشته

مکاتب فلسفه اسلامي

بيان شد که مکاتب فلسفی و سير آن در يونان، شامل دو مکتب اصلی اشراق و مشاء بود که سردمداران اين دو مکتب افلاطون و ارسطو بودند. سير فلسفه در اسلام هم براساس اين دو روشِ مطرح،  يعنی روش استدلالی ( مكتب مشاء) و روش اشراقي است كه شيخ الرئيس بوعلي سينا طلايه دار مكتب مشاء است و شيخ شهاب الدين سهروردی پيشگامي مکتب اشراق را بر عهده دارد.

همانطور كه بيان شد، شباهت نام اين مكاتب با مكاتب يوناني بيشتر به علت شباهت در روش است، نه شباهت در محتوا؛ گرچه ممكن است اشتراكاتي هم داشته باشند. مثلاً  نمی توان گفت که فلسفه اشراقی که افلاطون ارائه کرده و فلسفه اشراق سهروردی يکی هستند.

ادامه نوشته

فلسفه اسلامي، تعالي بخش فلسفه يونان

فلسفه اسلامي را از يك منظر مي توان  ادامه  دهنده مسير فلسفه در يونان دانست؛ چرا كه  فلسفه امري تعقلي است و تعقل امري فرا زماني و فرا مكاني. و به همين خاطر هيچگاه نمي توان تلاشهاي مبتني بر تعقل را در هيچ كجا ناديده گرفت.  به همين جهت، مسلمانان در ادامه شيوه تعقلي يونان و پس از نهضت ترجمه،   نظرات صحيح آنها را پذيرفتند و نکات نادرست آن را رد كردند؛ به علاوه اينكه مسائل بسياری نيز به آن افزودند.  تا قبل از نهضت ترجمه، فلسفه يونانی مسائل زيادی را شامل نمی شد؛ اما پس از بازخوانی آن توسط حکمای مسلمان، در طی قرون متمادي؛ هم پالايش شد و هم حجم مسائل به طور قابل توجهی گسترش يافت .

ادامه نوشته

فلسفه؛ روش انديشه

فقط درشكستها به سراغ تحليل فلسفي مي رويم تا خودمان را تحقير نكنيم
* شهيد مطهري معتقد بود كه كتاب خوب كتابي است كه مفيدباشد؛ آيا كتابهاي فلسفي امروز چه در زمينه فلسفه غرب و چه در زمينه فلسفه اسلامي مفيدند؟
- نظر شهيد مطهري را چنين تكميل مي كنم كه جامعه نيز بايد بتواند از كتاب خوب بهره ببرد. به نظر من در حوزه فلسفه براي اهل فلسفه، استادان، دانشجويان و علاقه مندان، كتاب سودمند كم نيست، اما مي توان گفت كه اين كتابها هيچ سودي نداشته اند. مشكل ما اين است كه چرا جامعه ما نمي تواند از كتابهاي مفيد، سود ببرد؟ اكنون تعداد زيادي از كتابها و مسائل عمده اي كه باعث تحول غرب شده، ترجمه و يا با قلمهاي مختلف براي ما گزارش شده است.
ادامه نوشته

آيا فلسفه‌ اسلامي‌ همان‌ فلسفه‌ عربي‌ است‌؟

 این سوالی است که متفکران فراوانی به آن پاسخ گفته اند و ما در اینجا نظر هانری کربن را پیرامون فلسفه اسلامی که بر گرفته از آثار اوست آورده ایم. 

در جهان‌ اسلام‌، اقوام‌ عرب‌ اقليتي‌ بيش‌ نيستند 
هانري‌ كربن‌ مرز بندي‌ فلسفه‌ عربي‌ و اسلامي‌ را به‌ خوبي‌ روشن‌ ساخته‌ است‌. او مي‌نويسد: «ما از «فلسفه‌ي‌ اسلامي‌» (1) سخن‌ مي‌گوييم‌ و نه‌، چنان‌ كه‌ پس‌ از سده‌هاي‌ ميانه‌ معمول‌ بوده‌ است‌، از «فلسفه‌ عربي‌» (2) . بديهي‌ است‌ كه‌ پيامبر اسلام‌، عربي‌ از اهالي‌ عربستان‌ بود؛ عربي‌ فصيح‌، زبان‌ وحي‌ قرآني‌، زبان‌ آييني‌ نماز، زبان‌ و ابزاري‌ مفهومي‌ است‌ كه‌ عربان‌ و غير عربان‌ از آن‌ براي‌ بنيادگذاري‌ يكي‌ از بارورترين‌ ادبياتهاي‌ جهان‌، ادبياتي‌ كه‌ مبين‌ فرهنگ‌ اسلامي‌ است‌، بهره‌ جستند. با وجود اين‌، معناي‌ اصطلاحهاي‌ يك‌ قوم‌ با گذشتِ سده‌ها تحول‌ پيدا مي‌كند. امروزه‌، واژه‌ي‌ «عربي‌»، در كاربرد رايج‌ و رسمي‌، به‌ مفهومي‌ قومي‌، ملي‌ و سياسي‌ دقيقي‌ باز مي‌گردد كه‌ نه‌ مفهوم‌ ديني‌ «اسلام‌» با آن‌ مطابقت‌ دارد و نه‌ محدوديتهاي‌ جهان‌ آن‌.

ادامه نوشته

سير تاريخي مفهوم فلسفه

در زمان يونان و قرون اوليه اسلام كل دانش هاي تعقلي را فلسفه مي گفتند؛ از جمله رياضيات، طبيعيات و فيزيك. پس فلسفه در يونان شامل همه دانش هاي تعقلي مي‌شود و ادبيات و دانش هاي نقلي مثل تاريخ در فلسفه نبود. فلسفه در يونان دو شاخه شد. بخش نظري كه به آن فلسفه يا حكمت نظري گويند و بخش عملي كه تعبير به فلسفه يا حكمت عملي مي شود. در فلسفه يا حكمت نظري، موضوع دربارة اشياء، آن‌چنان كه هستند مي باشد و در فلسفه عملي، موضوع دربارة انسان است آنگونه كه بايد باشد.

ادامه نوشته

زادگاه فلسفه - بخش اول

 

معمولاً تاريخ فلسفه را از يونان شروع می کنند و حال آنکه برخی بررسی های تاريخی نشان می دهد که قبل از يونانيان، در ايران حکمت جريان داشته است. از آنجا که تاريخ مکتوب فلسفه از يونان آغاز شده و از حکمای ايرانی قبل از يونانيان تنها بصورت کلی اطلاعاتی داريم، ما نيز بحث خود را با فلسفه يونان آغاز مي‌کنيم. در ابتدا به بررسي تاريخي معناي لغوي و اصطلاحي فلسفه مي پردازيم.

 سقراط حکيم و فيلسوفي  يوناني است. قبل از او گروهي از انديشمندان تعقلي يونان، نام خود را سوفيست گذاشته بودند( به معناي دانشمند) كه سفسطه از همين كلمه ريشه گرفته است. ايشان  گاهي مغلطه مي كردند.  سقراط در اين ميان خود را فيلسوف يعني دوستدار دانش معرفي مي كند تا از آنها جدا گردد!

قدمت و ثبات نظريه ولايت مطلقه فقيه درسيره امام (ره)

ءاشاره :

این مقاله نشان مى‏دهد «ولايت مطلقه فقيه‏» به آن مفهوم كه امام‏«رض‏» مد نظر داشتند، از همان‏ابتدا و نخستين مكتوبات ايشان، مورد توجه و اعتقاد امام بوده و چرخش و تجديد نظرى درديدگاه ايشان واقع نشده است. مقاله، پاسخى مستدل به كسانى است كه براى نظريه ولايت فقيه‏و حكومت اسلامى امام، چند مرحله تجديد نظر قائل شده و ولايت مطلقه فقيه را ايده‏اى‏خلق‏الساعة و شخصى خوانده‏اند و حتى مفهوم ولايت مطلقه را مورد تحريف قرار داده‏اند.

ادامه نوشته

عرفان امام و منازل چهارگانه

روح خدا به خدا پيوست.

 آنچه در آثار ادبى و عرفانى امام خمينى "قدس سره" در سالهاى آخر عمر پر بركتش ديده مى‏شود - چه به صورت اشعار، چه نامه‏ها و مكتوبات عرفانى - نشان از نوعى "شوريدگى" و "دلدادگى" و "عشق" مى‏دهد. ابراز حالات ويژه روحى و بى‏تابى‏هاى معنوى در راه وصل به جانان و اينكه همه چيز را فداى "او" كردن و همه مراحل را براى رسيدن به عشق و معشوق پيمودن و در اين راه، از هيچ چيز پروا نداشتن و. . . همه از نشانه‏ها و آثار چنين عشق و مرتبه والاى از خود بريدن و به محبوب رسيدن است.

امام خميني

ادامه نوشته

فلسفه به عنوان علمي مكمل

در بخشهاي قبل تقريباً تمامي علوم پيش نياز براي علوم اسلامي مطرح گشت؛ اما در ادامه مي خواهيم به معرفي و بررسي علمي بپردازيم كه نه مي توان آن را به عنوان علمي پيش نياز مطرح كرد و نه طبق تعريف علوم از اسلام  به عنوان علمي اسلامي.

فلسفه همانطور كه گفته شد، در تقسم بندي ها نه جزء علوم پيش نياز است، نه جزء علوم اسلامي. به واقع فلسفه و فلسفه ورزي يله و رهاتر از آن است كه بتوان آن را در قالب قيدي محدود كرد.

ادامه نوشته

مسائل و مباحث علم اصول

مسائل علم اصول فقه به چهار دسته کلی زیر تقسیم می گردد:

1- مباحث الفاظ                                            2- مباحث حجت

 3 – مباحث عقلی  ۴                                      - اصول عمليه

مباحث الفاظ

از آنجا كه مجتهد در استباط احكام شرعي قبل از هر چيز با متن كتاب و سنت مواجه مي گردد، لذا اولين بحثي كه در اصول فقه مطرح مي شود ، مبحث الفاظ است.

 اول بايد رابطه الفاظ با  معانی درک و نکات آن بررسی شود . مثلاً اگر صيغه امری در لفظ باشد ، چگونگی برداشت از اين امر در حکم تأثير خواهد داشت.

ادامه نوشته

تاريخچه علم اصول فقه و كتب اصلي آن

 علم اصول علمی است که خود مسلمانها تدوين کردند تا روش برداشت از فقه مشخص شود.

 بعد از ائمه معصومين و به خصوص در زمان غيبت که دسترسی مستقيم به منابع اصيل ، يعنی ائمه هدی، محدود شد و آنها هم که ارتباط داشتند، مجاز به علنی کردن آن نبودند . فقها و علمای دين با مکتوبات و احاديث روبرو شدند ،که برداشت از آنها به يک ميزان از سهولت نبود و گاهی برداشت صحيح بسيار مشکل می نمود و نياز به اجتهاد داشت.

اجتهاد از نظر شيعه يعنی به کار گرفتن حد اعلای کوشش برای يافتن حکم شرع . قسمت کوچکی از آيات قرآن مجيد به احکام شرعيه اختصاص دارد که البته به صورت کلی بيان گرديده است ، و به علت کليت و شمول ، استخراج احکام جزئيه از آن برای غير متخصص و غير مجتهد و نا آشنای به رموز قرآن کار آسانی نيست .

ادامه نوشته

تعريف اصول فقه

علم اصول مجموعه قواعد و روشهايی است که استنباط احکام جزئی و فرعی از منابع فقه را ممکن ميسازد ، به اين ترتيب اين علم از جمله علوم دستوری است و رابطه و نسبت آن با فقه مانند نسبت و رابطه منطق با فلسفه است .

بعضی از محققين به علت « دستوری » بودن اين علم آن را به فن نزديک تر ميدانند ، و عنوان « علم دستور استنباط » را  برای آن  قرار مي دهند.

 جهت بهتر فهميدن تعريف لازم است توضيحي راجع به كلمات كليدي تعريف بيان شود.

ادامه نوشته

علم اصول فقه

علم ديگري كه به عنوان پيش نياز مطرح مي شود، اصول فقه است كه به طور اختصاصي به عنوان پيش نياز فقه كاربرد دارد.

اصول فقه مهمترين علمی است كه در مقدمه فقه ضروری است كه آموخته شود و جزء علوم ابتكاری مسلمين است.

وابستگی اصول و فقه به يكديگر ، چنانكه‏ بعداً روشن خواهد شد ، نظير وابستگی فلسفه و منطق است . علم اصول به منزله مقدمه‏ای برای علم فقه است و لهذا آن را اصول فقه يعنی پايه‏ها و ريشه‏های فقه می‏نامند.

ادامه نوشته