ميزان شناخت و آگاهي نسبت به علوم اسلامي

 در معرفت و علوم اسلامي مراتب متفاوت است و هر چه جلوتر رويد شناخت به خود و به حضرت حق بيشتر مي شود. اما بحث در اين است كه همه  نمي توانند فقيه و عالم شوند و يا كارشناس شوند. لذا اسلام شناخت به اين دو علم را در دو بخش آورده است:

 بخش كاربردي : آن ميزان اطلاعات‌‌ِ شناختي، كه براي عموم كافي ست و بخش كارشناسي:  كه به صورت واجب كفايي است يعني افرادي به سمت علوم بروند و به تخصص برسند. ومرجعي شوند براي ديگران.

ادامه نوشته

معجزات حضرت رسول و تاثیر آن بر تدوین علم مثلثات

در این بخش به معرفی یکی از تاثیراتی که اسلام و معجزات حضرت رسول در پیشرفت علوم داشته است می پردازیم.

اگرچه وظیفه اصلی پیامبران توجه به علم و صنعت به معنای عام نیست و اهداف والاتری را دنبال می کنند اما از آنجا که بر اساس حق و حکمت نازل شده اند و ولایت تکوینی بر عالم دارند .لذا آنچه انجام می دهند نیز براساس حکمت و حق و منطبق بر فطرت انسانی و طبیعت موجودات خواهد بود.

حال از آنجا که پایه و خواستگاه علوم یا بر اساس قوانین طبیعت است در بخش تجربی آن و یا بر اساس فطریات انسان است در بخش علوم محض.  رفتار و گفتار و کردار پیامبران منطبق بر علم حقیقی است. و اگر افراد تیز بینی از این خصیصه بهره گیرند  و در کردار و گفتار ایشان دقیق  شوند می توانند مطالب علمی را  استخراج کنند .

اگر چه راجع به ارتباط علم و دین سخن بسیار است اما در اینجا به همین مقدمه مختصر کفایت می کنم.

در ادامه به عنوان شاهد مثال از این تاثیرات نمونه ای را راجع به تدوین علم مثلثات  از کتاب انسان و قرآن و از قول حضرت علامه ذوالفنون حسن زاده آملی ذکر می کنیم.

قرآن را به صورت طبيعی و سياق عادی عربی مبين، بدون اِعمال اصطلاحات صناعی، با اعلام تحدی طوری نازل فرموده است تا خامل و نبيه، و عامي ‌و فقيه، و بدوی و مدنی، هر يك به مراتب خود از آن بهره برند و هيچ كس در كنار اين سفره الهی بی‌طعمه نماند، چنانكه تعيين اوقات را به امارات طبيعی اعنی امر واقعی حقيقی تكوينی ارجاع فرموده است نه صناعی تا همه كس را بكار آيد، و در عين حال به تعبيری ﺗﺄديه كرده است كه معجز هر ذی فن يك فن در صناعت است. فرمود: Cيسئلونك عن الاهلّة قل هی مواقيت للناس و الحجّB[1]



[1] - بقره/190.

ادامه نوشته

مناظره دینانی و ضیاء شهابی بر سرفلسفه اسلامی

در اينجا بد نديدم بحث بسيار مطرح اسلامي بودن فلسفه  را در غالب منظره دكتر ديناني و دكتر شهابي مطرح كنم البته بحث تكميلي در  فرصتي ديگر خواهد آمد .

منبع  : كانون ايرانی پژوهشگران فلسفه و حکمت

در یکی از روزهای پاییز، چالش پرحرارتی بین ضیاء شهابی و دینانی بر سر امکان پذیری فلسفه اسلامی، درگرفت. این چالش که در یک جمع دانشگاهی و در چارچوب گفت و شنودهای یک میزگرد به انجام رسید، به واقع مواجهه ای صریح درخصوص امکان پذیری فلسفه اسلامی بحساب می آید. می خوانید:

ادامه نوشته

جنبه هاي وجودي انسان و ارتباط آن با علوم اسلامي

در قسمتهاي قبل بيان شد كه در اين بحث منظور ما از اسلامي بودن يك علم اين است كه گزاره ‌هاي آن گرفته و متأخذ از اسلام باشد و مباحث اين علوم درسه شاخه كه هركدام موضوع يكي از بخش هاي  اسلام است، تقسيم بندي شد:

1- مباحث اعتقادي (علم كلام) 2- مباحث رفتاري (علم فقه) 3-  مباحث دروني و قلبي ( عرفان عملي و اخلاق )

و در اينجا سؤالاتي مطرح ميشود  از قبيل اينكه : ميزان شناخت ما از اين علوم چقدر بايد باشد؟ آيا چون دينداري فرع دين شناسي است بايد در اين علوم به نهايت برسيم و كارشناس اين علوم بشويم ؟ منابع شناخت اين علوم چيست؟رابطة اين علوم و در نتيجه رابطه ابعاد سه گانه انسان چگونه است؟

ما ابتدا از تفكر شروع مي كنيم يعني ابتدا بايد يك موضوع را بشناسيم و  بر اساس احساسي كه نسبت بدان پيدا كرده ايم، در مورد آن عكس العمل رفتاري داشته باشيم. يعني اگر دنيا را دوست دارم ( احساس) و تلاش مي كنم آنرا بدست بياورم ( عكس العمل رفتاري ) بدليل نوع ديد و شناخت من از دنياست پس اين دو بعد  يعني قلب و عمل هر دو از شناخت نشأه مي گيرد.

ادامه نوشته

چه علومي منبعث از اسلام هستند؟

  در ابتدا بايد دانست اسلام که در قرآن و روايات تجلی کرده حرفش چيست و با چه چيزي  کار دارد؟ دانستن اين نكته از اين جهت اهميت دارد كه بتوانيم تشخيص دهيم چه علومی منشعب از اسلام است.

دين اسلام دينی است که فلسفه وجودی آن انسان است. يعنی آمده انسان را در ابعاد سه گانه وجودی اش اصلاح و شکوفا کند  و او را در همه ابعاد اعتلا بخشد و بالا ببرد. تا پس از اين اعتلا و شکوفايي آمادگی اتصال به حقيقت ازلیِ حضرت حق را دارا شود و مستقيما از وجود حضرت حق فيض ببرد.

ادامه نوشته

علوم اسلامی

يكي  ديگر از مسائل اوليه اين است كه بفهميم مقصود از تركيب اضافي علوم اسلامي چيست. عبارات فلسفه اسلامي، اخلاق اسلامي، معماري اسلامي و ... از جمله اصطلاحاتي هستند كه فراوان با آنها برخورد داشته ايم. اضافه شدن اسلام به اين علوم به چه معناست. توجه به اين موضوع و پرداختن به آن در ابتداي بحث بسياري از ايرادات و سؤالات مطرح در اين مبحث را پاسخ خواهد داد.

امّا معيار اسلامي بودن علم چيست؟ آيا هر علمي مي‌تواند اسلامي باشد، يا اين كه اسلام بعضي علوم را مردود دانسته و آن را نفي كرده است؟ در هر صورت معيار وملاك اسلامي بودن علوم چيست؟

ممكن است موضوع، مسائل، غرض و انگيزه و منبع و مستند هر علم وحتي تشويق و ترغيب اسلام به تعليم و فراگيري يك علم بتواند ملاك و معياري براي اسلامي بودن آن باشد. به علاوه كه گاهي فهم و درك و يادگيري و ياددادن بعضي از علوم و بلكه فهم متون و منابع اسلامي، نيازمند فراگيري علم ديگري است،‌اين جنبه مقدمي بودن نيز ممكن است بتواند ملاك و معيار ديگري به شمار آيد، بنابراين مي‌توان علوم اسلامي را به چند دسته تقسيم كرد.

اصطلاح علوم اسلامي را مي توان در سه معناي علوم از اسلام، علوم در اسلام و علوم براي اسلام ( علوم پيش نيازي) دسته بندي كرد كه ما در ذيل به اختصار راجع به هر كدام توضيحاتي را خواهيم  آورد.

ادامه نوشته

تعريف علم

اولين موضوعي كه پرداختن به آن در آغاز بحث و بيان آ ن لازم است پرداختن به موضوع علم، چيستي علم  و ديگر موارد مربوط به آن است.

علم يعني آگاهي، دانش و ادراك. بطور كاملتر مطلق آگاهي، دانش و ادراك علم است. به همين سبب روشن ترينِ حقايق، مفهوم علم است اما حقيقت آن پنهاني ترين حقايق است. زيرا رسيدن به علم و درك مطلق آن بسيار مشكل بلكه ناممكن است. مطلق علم، در واقع يك حقيقت و يك نور است اما وقتي در حوزه هاي متفاوت مورد برسي قرار مي گيرد، نامهای متفاوت مي گيرد. علم با همه خصوصيات آن زماني ارزشمند است كه مفيد واقع شود و مفيد بودن آن به اين است كه در مسير تعالي انسان و بهره‌مند شدن مناسب او از هستي و مواهب آن باشد.

در اينجا براي روشن شدن بيشتر مفهوم علم به برخي از آيات و روايات كه پيرامون علم مطرح شده است مي پردازيم.

 ö@è% ö@yd “ÈqtGó¡o„ tûïÏ%©!$# tbqçHs>ôètƒ tûïÏ%©!$#ur Ÿw tbqßJn=ôètƒ  (زمر/ 9) بگو آيا كساني كه مي دانند با كساني كه نمي دانند برابرند. را كه در مورد علم آمده است را بياز امام كاظم عليه السلام روايت شده است :لا نجاة الا بالطاعة و الطاعة بالعلم و العلم بالتعلم و التعلم بالعقل يعتقد  و لا علم الا من عالم رباني. (وسائل18/8)  راه نجاتي نيست مگر در طاعت و طاعت محقق نمي شود مگر به علم و علم واقع نمي شود مگر با ياد گيري و تعلم نيست مگر با عقلي كه معتقد باشد و علم نيست ( و پذيرفته نمي شود ) مگر از عالم رباني .

در روايات در پيرامون علم آمده است كه علم، پوشش و محافظي است در مقابل آفات و چراغ و روشنگري است براي عقل. علم، پيشواي صبر، مايه حيات و زندگاني بشريت و اسلام است. همچنين آمده است : علم، ستون دين و احيا كننده  نفس، نوراني كننده عقل و ميراننده جهل است.

از امير المؤمنين روايت است كه مي فرمايند از حضرت رسول (ص) شنيدم كه مي فرمود طلب و درخواست براي يادگيري علم امري است واجب براي همه مسلمين و به وسيله علم است كه امر رب اطاعت مي شود و ارحام به يكديگر مي رسند و حلال و حلال شناخته مي شوند. علم امام عمل است و عمل تابع او.

در مقايسه علم و مال در روايات آمده است كه « العلم يحرسك و انت تحرس المال»؛ علم تو را حراست مي كند و آفات را از تو دور مي كند در حاليكه تو مي بايست به حفاظت از اموال بپردازي. پس بطور يقين آنچه كه تو را حفظ مي كند ارزش بيشتري دارد نسبت به آنچه كه تو بايد محافظ آن باشي. اين نكته اين موضوع را هم ياد آوري ميكند كه كسب علم با خصوصيات مشخصه خود سبب حفظ بيشتر فرد در مقابل خطرات مي شود در حاليكه كسب مال موجب اين خواهد شد كه فرد  وقت بيشتري از زندگي خود را صرف حفاظت و كنترل اموال نمايد تا جاييكه براي عدهاي، تمام وقت شبانه روزشان مختص به بررسي امور ماليشان گرديده است و زمان ديگري براي امور ديگر زندگي نخواهند داشت.

با نگاه به آنچه از فوايد علم مطرح شده و توجه به سفارشات اكيدي كه در جهت علم آموزي وجود دارد و يادگيري آن را در همه جا و از هركس حتي كافر واجب شمرده است. مي توان به اهميت علم و علم آموزي در ميان مسلمانان پي برد. مضاف بر اينكه مسلمانان براي فهم و درك بهتر دستورات و مفاهيم ديني خود نيازمند آموزش و فراگيري علوم مختلفي بودند. اين موارد همگي دركنار هم، اين موقعيت را فراهم آورد كه مسلمانان در مدت زمان اندكي به عنوان قدرت اول علمي تمام دنيا مطرح شوند. به طوريكه در نهضت ترجمه تمامي علومي كه توسط پيشينيان مطرح بوده را فرا گرفتند و آنها را چنان گسترش دادند كه در خروجي اين علوم آنچه از پيشينيان رسيده بود تنها بخش كوچكي  از آن بود.

از نكات مهم مورد تأكيد اسلام اين است كه قبل از پرداختن به محيط پيراموني مي بايست توجه بسياري به درون و باطن خود كرد و ابتدا بايد به سؤال من كيستم پاسخ داد و پس از شناخت خود، به سراغ بيرون از خود رفت. زيرا اگر كسي بدون اگاهي از تواناييها و ضعفهاي خود دست به اكتشاف خارج از خود بزند هر چند موفقيتهاي ظاهري را بدست آورد اما سودي براي او به همراه ندارد. اين جنبه از دستورات اسلام سبب گشته تا در ميان دانشمندان و عالمان مسلمان آنانكه به واقع از اين دستور پيروي كرده اند از بسياري از خطاها و لغزشها بدور باشند. زيرا شناخت و معرفت نفس، كسب صفات نيك اخلاقي را بدنبال خواهد داشت.   

علم يعني، آينة ذهنِ من منعكس كند آنچه در جريان است. اين خاصيت ذهن است كه انكشاف كند اما بعضي اوقات بجای انكشاف اختراع است! در حقيقت علم انكشاف است نه اختراع.