اگرچه وظیفه اصلی پیامبران توجه به علم و صنعت به معنای عام نیست و اهداف والاتری را دنبال می کنند اما از آنجا که بر اساس حق و حکمت نازل شده اند و ولایت تکوینی بر عالم دارند .لذا آنچه انجام می دهند نیز براساس حکمت و حق و منطبق بر فطرت انسانی و طبیعت موجودات خواهد بود.
حال از آنجا که پایه و خواستگاه علوم یا بر اساس قوانین طبیعت است در بخش تجربی آن و یا بر اساس فطریات انسان است در بخش علوم محض. رفتار و گفتار و کردار پیامبران منطبق بر علم حقیقی است. و اگر افراد تیز بینی از این خصیصه بهره گیرند و در کردار و گفتار ایشان دقیق شوند می توانند مطالب علمی را استخراج کنند .
اگر چه راجع به ارتباط علم و دین سخن بسیار است اما در اینجا به همین مقدمه مختصر کفایت می کنم.
در ادامه به عنوان شاهد مثال از این تاثیرات نمونه ای را راجع به تدوین علم مثلثات از کتاب انسان و قرآن و از قول حضرت علامه ذوالفنون حسن زاده آملی ذکر می کنیم.
قرآن را به صورت طبيعی و سياق عادی عربی مبين، بدون اِعمال اصطلاحات صناعی، با اعلام تحدی طوری نازل فرموده است تا خامل و نبيه، و عامي و فقيه، و بدوی و مدنی، هر يك به مراتب خود از آن بهره برند و هيچ كس در كنار اين سفره الهی بیطعمه نماند، چنانكه تعيين اوقات را به امارات طبيعی اعنی امر واقعی حقيقی تكوينی ارجاع فرموده است نه صناعی تا همه كس را بكار آيد، و در عين حال به تعبيری ﺗﺄديه كرده است كه معجز هر ذی فن يك فن در صناعت است. فرمود: Cيسئلونك عن الاهلّة قل هی مواقيت للناس و الحجّB[1]
ادامه مطلب

