تبليغاتX
علوم اسلامی

ما دو چيز داريم كه معرفي كننده اسلام است يكي قرآن كه كلام الهي است كه در بين فرق اسلامي نيز هيچ اختلافي نيست و دوم حديث، كه كلام معصوم است و در بين فرق اسلامي در مورد راوي حديث و سخن معصوم اختلاف است ولي در اصل استفاده از حديث اختلافي نيست.[1]

پس گزاره هاي اين سه علم از قرآن و حديث گرفته مي شود. اما مسئله اين جاست كه براي دست يافتن و بررسي قرآن و حديث احتياج به علوم ديگري داريم كه آنها را در قالب علوم پيش نياز در علوم اسلامي مي توان قرار داد.



[1] - البته عقل به عنوان منبع سوم مطرح است اما اختلاف در مورد حجيت و ميزان  پذيرش آن در بين فرق اسلامي بسيار زياد است و حتي گروهي از فرق اسلامي تعقل در امور ديني را جايز نمي دانند. ما در اين رابطه در بخشهاي بعدي توضيحات بيشتري خواهيم داد.

+ نوشته شده توسط هادی در دوشنبه هفتم اسفند 1385 و ساعت 3:53 |

 در معرفت و علوم اسلامي مراتب متفاوت است و هر چه جلوتر رويد شناخت به خود و به حضرت حق بيشتر مي شود. اما بحث در اين است كه همه  نمي توانند فقيه و عالم شوند و يا كارشناس شوند. لذا اسلام شناخت به اين دو علم را در دو بخش آورده است:

 بخش كاربردي : آن ميزان اطلاعات‌‌ِ شناختي، كه براي عموم كافي ست و بخش كارشناسي:  كه به صورت واجب كفايي است يعني افرادي به سمت علوم بروند و به تخصص برسند. ومرجعي شوند براي ديگران.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط هادی در دوشنبه سی ام بهمن 1385 و ساعت 11:42 |

در قسمتهاي قبل بيان شد كه در اين بحث منظور ما از اسلامي بودن يك علم اين است كه گزاره ‌هاي آن گرفته و متأخذ از اسلام باشد و مباحث اين علوم درسه شاخه كه هركدام موضوع يكي از بخش هاي  اسلام است، تقسيم بندي شد:

1- مباحث اعتقادي (علم كلام) 2- مباحث رفتاري (علم فقه) 3-  مباحث دروني و قلبي ( عرفان عملي و اخلاق )

و در اينجا سؤالاتي مطرح ميشود  از قبيل اينكه : ميزان شناخت ما از اين علوم چقدر بايد باشد؟ آيا چون دينداري فرع دين شناسي است بايد در اين علوم به نهايت برسيم و كارشناس اين علوم بشويم ؟ منابع شناخت اين علوم چيست؟رابطة اين علوم و در نتيجه رابطه ابعاد سه گانه انسان چگونه است؟

ما ابتدا از تفكر شروع مي كنيم يعني ابتدا بايد يك موضوع را بشناسيم و  بر اساس احساسي كه نسبت بدان پيدا كرده ايم، در مورد آن عكس العمل رفتاري داشته باشيم. يعني اگر دنيا را دوست دارم ( احساس) و تلاش مي كنم آنرا بدست بياورم ( عكس العمل رفتاري ) بدليل نوع ديد و شناخت من از دنياست پس اين دو بعد  يعني قلب و عمل هر دو از شناخت نشأه مي گيرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط هادی در شنبه بیست و یکم بهمن 1385 و ساعت 15:15 |

  در ابتدا بايد دانست اسلام که در قرآن و روايات تجلی کرده حرفش چيست و با چه چيزي  کار دارد؟ دانستن اين نكته از اين جهت اهميت دارد كه بتوانيم تشخيص دهيم چه علومی منشعب از اسلام است.

دين اسلام دينی است که فلسفه وجودی آن انسان است. يعنی آمده انسان را در ابعاد سه گانه وجودی اش اصلاح و شکوفا کند  و او را در همه ابعاد اعتلا بخشد و بالا ببرد. تا پس از اين اعتلا و شکوفايي آمادگی اتصال به حقيقت ازلیِ حضرت حق را دارا شود و مستقيما از وجود حضرت حق فيض ببرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط هادی در شنبه بیست و یکم بهمن 1385 و ساعت 15:11 |

يكي  ديگر از مسائل اوليه اين است كه بفهميم مقصود از تركيب اضافي علوم اسلامي چيست. عبارات فلسفه اسلامي، اخلاق اسلامي، معماري اسلامي و ... از جمله اصطلاحاتي هستند كه فراوان با آنها برخورد داشته ايم. اضافه شدن اسلام به اين علوم به چه معناست. توجه به اين موضوع و پرداختن به آن در ابتداي بحث بسياري از ايرادات و سؤالات مطرح در اين مبحث را پاسخ خواهد داد.

امّا معيار اسلامي بودن علم چيست؟ آيا هر علمي مي‌تواند اسلامي باشد، يا اين كه اسلام بعضي علوم را مردود دانسته و آن را نفي كرده است؟ در هر صورت معيار وملاك اسلامي بودن علوم چيست؟

ممكن است موضوع، مسائل، غرض و انگيزه و منبع و مستند هر علم وحتي تشويق و ترغيب اسلام به تعليم و فراگيري يك علم بتواند ملاك و معياري براي اسلامي بودن آن باشد. به علاوه كه گاهي فهم و درك و يادگيري و ياددادن بعضي از علوم و بلكه فهم متون و منابع اسلامي، نيازمند فراگيري علم ديگري است،‌اين جنبه مقدمي بودن نيز ممكن است بتواند ملاك و معيار ديگري به شمار آيد، بنابراين مي‌توان علوم اسلامي را به چند دسته تقسيم كرد.

اصطلاح علوم اسلامي را مي توان در سه معناي علوم از اسلام، علوم در اسلام و علوم براي اسلام ( علوم پيش نيازي) دسته بندي كرد كه ما در ذيل به اختصار راجع به هر كدام توضيحاتي را خواهيم  آورد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط هادی در شنبه بیست و یکم بهمن 1385 و ساعت 14:39 |