تبليغاتX
علوم اسلامی

  آگاه باشيد كه هر كس از (پيامبران و امامان) پيش از او، نويد آمدنش را داده‏اند.

اشاره: بحث درباره موعود آخرالزمان مسأله اى است كه از دير باز مورد توجه انديشمندان و متفكران دينى بوده است. و هر كس بسته به ذوق و استعداد خود به گوشه يا گوشه هايى از زواياى مختلف آن توجه كرده است. در اين نوشتار به بررسى ديدگاه عالم ربانى و حكيم الهى محمد بن ابراهيم، صدرالدين شيرازى (معروف به صدرالمتألهين و ملاصدرا) مى پردازيم. ميلاد حضرت بقية الله صاحب العصر و الزمان بر همه خوبان و دوست دارانش مبارك باد.

 

1. زمين هيچگاه از حجت الهى خالى نيست

ملاصدرا معتقد است، بر پيامبر واجب است كه براى بعد از خود جانشينانى قرار دهد، و بايد به گونه اى درباره آنها تصريح كند كه جايى براى شك و طعن باقى نماند، زيرا وجود مادى آنها براى هميشه باقى نيست، بناچار بايد آشكارا به وجود امامى تصريح كند كه امت بدان اقتدا نمايد1. همچنين بايد دانست كه زمين هيچگاه از حجت الهى خالى نيست، و با رفتن هر كدام، نوبت ديگرى مى رسد. ايشان براى اين مدعا به اين آيه استشهاد مى كنند:

و لقد أرسلنا نوحاً و إبراهيم و جعلنا فى ذريتهما النبوة و الكتاب فمنهم مهتد و كثير منهم فاسقون ثمّ قفّينا على آثارهم برسلنا، و قفّينا بعيسى بن مريم و آتيناه الإنجيل...2


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط هادی در چهارشنبه هفتم شهریور 1386 و ساعت 9:33 |

 مطلب حاضر فصل پنجم مقاله ای است از حضرت آیت الله جوادی آملی با نام حكمت متعاليه صدرالمتألهين

فصل اول : حكمت متعاليه و حكيم متألّه
فصل دوم : تمايز حكمت متعاليه از ساير علوم الهى
فصل سوم : ظهور عدالت كبرى در حكمت متعاليه

فصل چهارم   تفسير حيات معقول صدرالمتألهين

فصل پنجم

كيفيّت تطوّر فكرى صدرالمتألهين

تحوّل فكرى صاحب نظران و اختلاف مبنائى آنان با ديگران حتى با اساتيد خود، امرى است سادّه; مانند تفاوت فكرى ارسطو با استادش افلاطون يا تفاوت نظر شيخ اشراق و همفكرانش با حكماى مشاء. شيخ اشراق مى گويد:

و صاحب هذه الأسطر كان شديد الذبّ عن طريقة المشّائين في إنكار هذه الأشياء (المُثل) عظيم الميل إليها و كان مصرّاً على ذلك لولاأن رأى برهان ربّه....(48)

لكن امتيازفكرى يك نابغه چون صدرالمتألهين باهمه صاحبنظران سلف ومعاصرخويش، بلكه باافكار قبلى خودش بنحوى كه سرنوشت آن علم با يك تحوّل فكرى دگرگون گردد، نادراست.

موارد اختلاف فكرى ارسطو و افلاطون فراوان است كه برخى از آنها را فارابى در الجمع بين الرأيين، بازگو نموده و تحوّل فكرى شيخ اشراق نيز در كلمات خودش مذكور مى باشد; و همه اين تحول ها قابل پيش بينى است، ولى تطورى كه اساس فلسفه را عوض كند و دورنماى شگفتى در جهان بينى از مبدأ تا معاد ارائه دهد كه نه در كتابها و حوزه هاى درسى اساتيد آن عصر وجودداشت و نه در همفكران و معاصران وى ظهور كرده بود، غير منتظر بود: لكن الله يفعل مايشاء.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط هادی در چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386 و ساعت 18:7 |

مطلب حاضر فصل دوم مقاله ای است از حضرت آیت الله جوادی آملی با نام حكمت متعاليه صدرالمتألهين

فصل اول :حكمت متعاليه صدرالمتألهين

فصل دوم :حكمت متعاليه صدرالمتألهين - بخش دوم

فصل سوم :حكمت متعاليه صدرالمتألهين - بخش سوم

فصل چهارم

تفسير حيات معقول صدرالمتألهين

ترجمه زندگى صدرالمتألهين همان است كه در مقدمه كتابهاى فلسفى و تفسيرى وى آمده است، ليكن تفسير حيات معقول او را نبايد در مقدّمه ها جستجو كرد، بلكه بايد در متن كتابهاى او يافت، آن هم نه در هر نوشتار بلكه در خصوص اصول و معارف حاكم بر سراسر مضامين كتابهاى وى.

خلاصه ترجمه زندگى او در سه دوره، بيان مى شود; ولى عصاره حيات معقول وى در پنج مرحله تبيين مى گردد.

دوران سه گانه زندگى او همانند ادوار تاريخى زندگى سايرين در بستر زمان سپرى شد و حركت در مقوله مَتى بود، لكن مراحل پنجگانه حيات معقول وى گرچه در مسير زمانه گذشت ولى حركت در مقوله جوهر بود.

عمر حقيقى هر انسانى را همان حركت جوهرى او تشكيل مى دهد نه حركتهاى ديگر كه يا راجع به بدن وى مى باشد (نه راجع به روح او); و يا اگر به روح وى برمى گردد بعنوان عرض لازم يا مفارق او محسوب مى شود نه جوهر هستى وى; و از آن جهت كه جهان هستى در سه قسم حسّ و مثال و عقل خلاصه مى شود و قواى ادراكى انسان نيز از اين سه قسم بيرون نيست و قواى عملى وى تابع نيروهاى علمى او است، بنابراين انسانها سه صنف اند: بعضى اهل حسّ و دنيايند و بعضى اهل مثال و آخرتند و برخى اهل عقل و اهل الله اند...(34) و حركت جوهرى هر كسى برابر شناخت و گرايش او است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط هادی در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386 و ساعت 16:20 |
 

مطلب حاضر فصل دوم مقاله ای است از حضرت آیت الله جوادی آملی با نام حكمت متعاليه صدرالمتألهين

حكمت متعاليه صدرالمتألهين

حكمت متعاليه صدرالمتألهين - بخش دوم

فصل سوم

ظهور عدالت كبرى در حكمت متعاليه

همانطور كه ملكه عدل در عقل عملى اقتضاء دارد كه وى امير شهوت و غضب و فرمانرواى ارادت و كراهت و راهنماى تولّى و تبرّى گردد نه اسير آنها، ملكه عدل در عقل نظرى ايجاب مى كند كه وى امير خيال و وهم و فرمانرواى سمع و بصر و راهنماى حسّ گردد نه اسير آنها.

كسى كه در مسائل علمى حسّگراست و يا گاهى به اصالت حسّ و زمانى به اصالت عقل مى انديشد، هرگز به ملكه عدل در تعقّل نرسيده است; زيرا عاقل در عين حفظ شئون مدارك ديگر، آنها را تعديل مى كند و از هر كدام وظيفه خاص آن را مى طلبد و هرگز رهين آنها نخواهد شد،مثلا براى تشكيل قياس ويااستقراء و مانندآن از مواردجزئى كه محصول حسّ وخيال ووهم مى باشداستمداد مى جويد،ليكن دراستنتاج كه يك اصل كلّى است آنها را دخالت نمى دهد.

عقلِ مشوب به خيال و وهم، چون كلّى را درست درك نمى كند، قهراً از فيض برهان كه فقط در محورهاى كلّى دور مى زند محروم خواهد بود; و اسارت عقل نظرى تحت خيال و وهم در انديشه هاى علمى، نظير اسارت عقل عملى است تحت شهوت و غضب در اراده هاى عملى: «كم مِنْ عقل أسير تحت هوى أمير».(25)


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط هادی در دوشنبه پانزدهم مرداد 1386 و ساعت 18:21 |
مطلب حاضر فصل دوم مقاله ای است از حضرت آیت الله جوادی آملی با نام حكمت متعاليه صدرالمتألهين

فصل اول

فصل دوم
تمايز حكمت متعاليه از ساير علوم الهى
امتياز اساسى حكمت متعاليه از ساير علوم الهى مانند عرفان نظرى، حكمت اشراق، حكمت مشا، كلام و حديث با اشتراكى كه بين آنها هست در اين مى باشد كه هر يك از آن علوم به يك جهت از جهات عرفان، برهان، قرآن و وحى اكتفاء مى نمايد و به جهات ديگر نمى پردازد و اگر هم به جهتى از جهات ديگر دسترسى يافت آن را مؤيد فنّ خود مى شمارد نه دليل و اگر هم توان دسترسى به آن را نداشت بهمان جهتِ خاصّ خود بسنده مى نمايد.
لكن حكمت متعاليه كمال خود را در جمع بين ادلّه ياد شده، جستجو مى كند و هر كدام را در عين لزوم و استقلال با ديگرى مى طلبد و با اطمينان به هماهنگى و جزم به عدم اختلاف، همه آنها را گرد هم مى بيند و در مقام سنجشِ درونى، اصالت را از آن قرآن مى داند و آن دو را در محور وحى، غير قابل انفكاك مشاهده مى كند.
قيصرى در شرح فصوص عارف نامور چنين مى گويد:
أهل الله اين معانى را با كشف يافتند نه باگمان و آنچه بعنوان برهان يادمى كنندبراى تنبيه افرادِآماده است و بمنظورايجاد انس نسبت به آنهامى باشد، نه براى استدلال.(11)
شيخ اشراق چنين مى گويد:
اين امر برايم با فكر حاصل نشد، بلكه بسبب چيز ديگرى پيدا شد، آنگاه برهانِ بر آن را جستجو كردم بطورى كه اگر از دليل عقلى صرف نظر نمايم، چيزى در من شك ايجاد نمى كند.(12)


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط هادی در شنبه سیزدهم مرداد 1386 و ساعت 21:47 |
مطلب حاضر فصل اول مقاله ای است از حضرت آیت الله جوادی آملی با نام حكمت متعاليه صدرالمتألهين

فصل اول
حكمت متعاليه و حكيم متألّه
همانطور كه عنصر اصلى حكمت متعاليه را برهان، عرفان و قرآن تشكيل مى دهد، گوهر اصيل حكيم متألّه را تحقّق به امور ياد شده مى سازد بنحوى كه اين امور بمنزله صورت نوعيه و فصل مقوّم او باشند; و بهمان جهت كه حكمت متعاليه رئيس همه علوم است،(1) حكيم متألّه نيز سيّد علماء مى باشد، زيرا «قيمة كلّ امرء ما يُحْسِنُه».(2)

صدرالمتألهين

كسى كه اهل برهان يا عرفان و يا قرآن نيست و يا اين امور براى او بصورت حال است نه ملكه و بنحو عرضى است نه ذاتى، هرگز حكيم متأله نخواهد بود.
نشانه حال يا ملكه بودن و علامت عرض وجودى يا ذاتى بودنِ امور ياد شده براى كسى همانا تخلّف و اختلاف در طرز تفكّر و در ناهماهنگى مبانى علمى او مى باشد; و اگر براى نيل به مطالب ماوراء الطبيعه، فطرت دوم و ميلاد ثانى لازم است; براى وصول به معارف حكمت متعاليه، مانند اتحاد عاقل و معقول نيز فطرت سوم و ميلاد ثالث لازم خواهد بود.(3)


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط هادی در جمعه دوازدهم مرداد 1386 و ساعت 17:11 |