|
به مناسبت اول خرداد روز بزرگداشت حكيم فرزانه جناب صدرالمتالهين در مطالب بعدي مقالاتي پيرامون زندگي و ابعاد مختلف حيات طيبه اين عالم وارسته تقديم مي گردد. |
![]() |
|
به مناسبت اول خرداد روز بزرگداشت حكيم فرزانه جناب صدرالمتالهين در مطالب بعدي مقالاتي پيرامون زندگي و ابعاد مختلف حيات طيبه اين عالم وارسته تقديم مي گردد. |
![]() |
از بين دانشوران و فرهيختگان بزرگ مسلمان كه به اِمعان نظر و موشكافى در مسائل منطقى پرداختند و در تكميل و تنظيم علم منطق نقشى مهم و بسزا داشتند، مى توان به اين افراد اشاره كرد:
1 . ابونصر محمد بن طرخان فارابى، ملقب به معلم ثانى (338 - 257ه.ق): وى پدر منطق اسلامى شناخته شده و بر آثار منطقى ارسطو شرح هاى متعددى نوشته است. فارابى نخست از شاگردان بيت الحكمه بود و سپس از استادان برجسته آن جا شد. مهم ترين اثر منطقى او اوسط كبير و مجموعه اى است كه با عنوان منطقيات فارابى به چاپ رسيده است.
2 . ابوعلى حسين بن عبدالله بن سينا، ملقب به شيخ الرئيس (428 - 370 ه.ق):
دانستيم كه علم منطق به صورى و مادى تقسيم مى شود. حال بايد دانست مباحث منطق صورى و مادى را مى توان به دو بخش تصورات و تصديقات تقسيم كرد.
انسان در درون خود واقعياتى چون درد، شادى و غم را احساس مى كند. پس از مدتى كه آن رخدادِ درونى از بين رفت، صورتى از آن در ذهن او باقى مى ماند. تحقق اين امور در درون انسان و نيز صورت هاى آن، صفت و حالتى را براى او ايجاد مى كند كه به آن علم ، ادراك و يا آگاهى گفته مى شود. بنابراين،
براساس آنچه در بخش منطق و تعریف آن بيان شد، موضوع دانش منطق معلوم مى شود. منطق از انديشه بشر سخن مى گويد؛ يعنى به بررسى جريان تفكر مى پردازد. جريان تفكر به دو منظور تحقق مى يابد:
1 . سامان بخشيدن به معلومات پيشين به گونه اى كه تعريف جديدى را نتيجه دهد.
. تنظيم و ترتيب بخشيدن معلومات پيشين به گونه اى كه استدلال هاى جديد در ذهن شكل گيرد.
حال اگر انسان در جريان انديشه گاه به بيراهه و خطا مى رود، لاجرم اين كژروى فكرى در يكى از دو زمينه فوق (تعريف و استدلال) خواهد بود و چون منطق، رسالت خطاسنجى فكر را به عهده دارد، بنابراين بايد راه و روش مصون ماندن انديشه از خطا را در دو عرصه تعريف و استدلال بيان كند. پس مى توان گفت موضوع منطق عبارت است از:
۲۵ اردیبهشت روز بزرگداشت فردوسی
بسی رنج بردم در این سال سی عجم زنده کردم بدین پارسی
يكی از مسائلی كه بهانه قرار داده شده تا آيين مسلمانی را بر ايرانيان تحميلی نشان دهند اين است كه میگويند : ايرانيان در طول اين تاريخ زبان خود را حفظ كردند و آنرا در زبان عربی محو و نابود نساختند . شگفتا ! مگر پذيرفتن اسلام مستلزم اين است كه اهل يك زبان ، زبان خود را كنار بگذارند و به عربی سخن گويند ؟ شما در كجای قرآن يا روايات و قوانين اسلام چنين چيزی را میتوانيد پيدا كنيد ؟ اصولا در مذهب اسلام كه آئين همگانی است مسئله زبان مطرح نيست.
زبان قرآن، زبان عربى است كه در قرآن، گاه به «قرآن عربى» (هفت مورد) و زمانى به «لسان عربى» (سه مورد) و يا «حكم عربى» (يك مورد) تعبير شده و در تمامى موارد استعمال، از آن با تجليل و عظمتياد شده است.
قبل از بررسى موضوع عربى بودن كلام الهى، لازم است به يك اصل اساسى، كه خود قرآن آن را مطرح نموده است، اشارهكنيم.
ارسال رسولان و پيامبران الهى به سوى اقوام و ملتهاى مختلف، جز به زبان آنها صورت نگرفته و اين هم زبانى هر پيامبر با قوم خويش يك اصل كلى و فراگير بوده است:
وما ارسلنا من رسول الابلسان قومه ليبين لهم; (1) و ما هيچ پيامبرى را جز بهزبان قومش نفرستاديم تا [ حقايق را] براى آنان بيان كند.
اين قاعده كلى در ارسال رسل الهى، در زمينه انزال كتب آسمانى نيز جارى گشته است:
در علوم مختلف و بخصوص علومي كه با برهان و استدلال كار دارد، افراد در برابر سؤالات متعدد و متنوعي كه در آن علم مطرح مي گردد به تناسب توانايى هاى فكرى و پيش فرض هاى قبلى خود، هر چند براى زمانى كوتاه هر يك پاسخى متفاوت و درخور خويش فراهم كرده اند و در اين راه، چه بسا دگرگونى ديدگاه هاى خويش در مسائل مختلف را نيز ديده اند. اختلاف در ديدگاه، نشانِ اين است كه ذهن در جريان تلاش انديشه اى خود براى كشف واقعيت، راه هاى متعددى را برمى گزيند كه برخى درست و برخى نادرستند. به عنوان نمونه به مثال هاى زير، كه حاصل بعضى از تفكرات بشرى است، دقت كنيد:
- خدا نور است. هر نورى محسوس است. بنابراين، خدا محسوس است.
- سقراط انسان است. هر انسانى ستمگر است. بنابراين، سقراط ستمگر است.
۲۴ اردیبهشت سالروز لغو امتیاز تنباکو
| آيت الله ميرزا محمد حسن شيرازي مرجع عظيم الشان و عاليقدر اسلامي است که در سال 1230 ق. در شيراز چشم به جهان گشود. ميرزا محمد حسن از چهارسالگي شروع به تحصيل کرد و در 8 سالگي مقدمات را به پايان برد. ميرزاي شيرازي در 29 سالگي وارد کربلا شد و پس از آن به نجف اشرف عزيمت کرد و در درس شيخ اعظم، انصاري، شرکت جست و از خواص شاگردان او شد. پس از رحلت شيخ مرتضي انصاري در 1281 ق. زعامت شيعه به ميرزاي بزرگ شيرازي محول گرديد و ايشان نزديک به 30 سال در اين مقام به رفع مشکلات مردم و اداره حوزه هاي علميه مشغول بود. |
![]() |
1. قرآن، اسمى جامد و غيرمشتق و علم ارتجالى است و بدون آن كه پيشينه استعمال در زبان عرب داشته باشد، خداوند به عنوان اسم خاص براى وحيى كه بر پيغمبرش نازل فرموده، قرار داده است; مثل تورات و انجيل كه اسم براى كتابهاى حضرت موسى(ع) و عيسى(ع) هستند (شافعى).
2. قرآن، اسمى است مشتق ولى غيرمهموز:
الف) مشتق از قرن الشيء بالشيء; يعنى چيزى را به چيزى ضميمه كردن. علت اين نامگذارى، مقرون بودن سورهها و آيات و حروف به يكديگر است (اشعرى و جمعى ديگر).
ب) قرآن، مشتق از قرائن، جمع قرينه است; زيرا آياتش همانند يكديگرند و بعضى بعض ديگر را تاييد مىكنند. هر آيه از قرآن، قرينه آيات ديگر است (فراء).
چه در زمان ائمه عليهم السلام كه نشر احاديث گاهي سينه به سينه نقل مي گشت و اصحاب سخنان ايشان را براي مردم شهر هاي مختلف نقل مي كردند و چه خصوصاً در زمان غيبت كه دسترسي مستقيم به پيامبر و ائمه - عليهم السلام- امکان پذیر نيست به ناچار انتقال و نشر حديث معصومين از سوي غير آنها و مردم صورت ميگرفت. در طي اين روند و در طول زمان، احاديث از سوي اشخاص مختلف، نسل به نسل نقل شده و بدست ما رسيده است. اكنون مهمترين دغدغه ما اين است كه آيا اين احاديث موجود همان هايي است كه توسط ائمه عليهم السلام نقل شده يا خير.
سومين علم از مجوعه علوم پيش نياز كه مورد بررسي قرار مي گيرد، علم حديث است كه در يك نماي كلي به بخشهاي زير تقسيم بندي مي گردد.
|
دانش حديث |
|
با سند حديث |
|
علم رجال |
|
علم درايه(مصطلح الحديث) | ||||
|
با تاريخ حديث | ||||
|
با متن حديث |
|
علم غريب الحديث | ||
|
علم مختلف الحديث | ||||
|
علم فقه الحديث | ||||
تعريف تفسير
تفسير در لغت به معناي برگرفتن نقاب از چهره و ظاهركردن و تبيين معناست و در اصطلاح، تفسير به معناي روشن كردن و پرده برداري از چهره يا كلامي است كه براساس قانون محاوره و فرهنگ مفاهمه ايراد شده باشد و معناي آن آشكار و واضح نباشد. پس لفظي كه معناي آن بديهي است از تفسير بينياز ميباشد.
هر لفظ مفرد يا جملهاي كه با تدبر و تأمل خردمندانه در آن، مبادي تصوري و تصديقي روشني پيدا ميكند، نيازمند تفسير است و تفسير آن عبارتست از تحليل مبادي مزبور و رسيدن به مقصود متكلم و مدلول بسيط و مركب لفظ و تفسير به اين معنا اختصاصي به متون ديني مانند قرآن كريم ندارد.

بحث درباره قرآن و شناخت مسائل مختلف آن، از همان دوران نخست مطرح بوده و همواره در طول تاريخ، بزرگان و دانش پژوهان در اين زمينه به بحث و گفتگو نشسته و آثار نفيس و گرانبهايی از خود به يادگار گذارشتهاند و اين مطالعات پيوسته ادامه داشته و دارد.
بر پايه مدارک موجود، اولين کسی که درباره قرآن به بحث پرداخت، يحيی ابن يعمر شاگرد ابوالاسود دؤلی (م/89 ه) بوده است. وی کتابی در فن قرائت قرآن نگاشت که شامل انواع قرائتهای مختلف اين دوره بود. سپس حسن بصری (م/110 ه) کتابی در عدد آيات نوشت. افراد ديگري هم در اين زمينه فعاليت داشتند كه بيان همه آنها خارج از اين بحث خواهد بود.
مباحثي كه پيرامون قرآن مطرح ميگردد را ميتوان از دو بعد مورد بررسي قرار داد: تفسير قرآن و علوم قرآن كه هر كدام به عنوان علمي از علوم اسلامي مطرح هستند.
علوم قرآني
علوم قرآني به مجموعهاي از علوم اطلاق مي گردد كه براي فهم و درك قرآن مجيد به عنوان مقدمه فراگرفته ميشود. به بيان ديگر اطلاعات و دانستنيهايي كه آشنايي با آنها براي هر مفسر و محققي لازم است، مجموعه مباحث علوم قرآني را تشكيل ميدهند.
علوم قرآنی علمی است که درباره مسائل مرتبط با شناخت قرآن و شئون مختلف آن بحث می كند. فرق ميان علوم قرآنی و معارف قرآنی آن است که علوم قرآنی بحثی بيرونی است و به درون و محتوای قرآن از جنبه تفسيری نمی پردازد، اما معارف قرآنی کاملاً با مطالب درونی قرآن و محتوای آن سروکار داشته و يک نوع تفسير موضوعی است .
۱۵ اردیبهشت روز بزرگداشت شیخ صدوق
حدثنا أبي و محمد بن الحسن رضي الله عنهما قالا حدثنا سعد بن عبد الله قال حدثني موسى بن عمر بن يزيد الصيقل عن علي بن أسباط عن علي بن أبي حمزة عن أبي بصير
عن أبي جعفر ع في قول الله عز و جل قُلْ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ ماؤُكُمْ غَوْراً فَمَنْ يَأْتِيكُمْ بِماءٍ مَعِينٍ فقال هذه نزلت في القائم يقول إن أصبح إمامكم غائبا عنكم لا تدرون أين هو فمن يأتيكم بإمام ظاهر يأتيكم بأخبار السماء و الأرض و حلال الله جل و عز و حرامه ثم قال ع و الله ما جاء تأويل هذه الآية و لا بد أن يجيء تأويلها
روز بزرگداشت شيخ صدوق
محمد بن علي بن بابويه قمي معروف به " ابن بابويه" ، " محمد بن بابويه" و " شيخ صدوق" نامي ترين دانشمند گرانمايه و بزرگوار و فقيه و محدث عاليقدر شيعه در نيمه دوم سده چهارم هجري است.
شيخ صدوق و برادرش حسن با دعاي حضرت امام زمان عج الله تعالي فرجه الشريف متولد شدند.
معلم مظهر اسم شریف محیی است که نفوس مستعده را
به آب حیات علم احیا می کند.
علامه ذوالفنون حسن زاده آملی
به مناسبت بزرگداشت مقام معلم و گرامیداشت استاد شهید مرتضی مطهری مطالبی را از کتاب تعلیم و تربیت در اسلام تقدیم به معلمان و همچنین همه دوست داران علم و معرفت می کنم:
بحث ما درباره تعليم و تربيت در اسلام است . تعليم و تربيت ، بحث ساختن افراد انسانها است . يك مكتب كه دارای هدفهای مشخص است و مقررات همه جانبهای دارد و به اصطلاح سيستم حقوقی و سيستم اقتصادی و سيستم سياسی دارد ، نمیتو اند يك سيستم خاص آموزشی نداشته باشد . يعنی مكتبی كه میخواهد در مردم طرحهای خاص اخلاقی ، اقتصادی و سياسی را پياده كند بالاخره اينها را برای انسانها میخواهد ، اعم از اينكه هدف، فرد باشد يا جامعه ، كه اين خود مسألهای است ، كه در همين جا بايد بحث بشود .
برسی و نگاه برون دینی به یافته های مسلمانان می تواند مفید باشد لذا در این قسمت بخشی از نوشته جرجی زیدان را که برگرفه از کتاب تاریخ تمدن اسلام نوشته عبدالحسین زرین کوب است در اینجا می آوریم.
ستارهشناسی در قدیم دو علم بوده،اول علمی که در حرکات و موضعهای ستارگان و احکام آن از نظر خسوف و کسوف گفتگو میداشت.دوم آنکه ارتباط وضع کواکب را با حوادث زمین از قبیل جنگ،صلح،سعد،نحس،مرگ،تولد،باران،آفتاب و مانند آن شرح میداد.بطوریکه گفته شد،عربها این هر دو علم را میدانستند و همینکه متمدن شدند و علوم دیگران را نیز ترجمه کردند،از یونان، ایران،کلده،هند و غیره چیزهائی اقتباس نمودند.در قسمتستارهشناسی دو نوع معلومات یافتند که بمنظور آسان شدن آنرا باسم تنجیم و نجوم میخوانیم.
در این بخش به بیان مختصری از تاریخ هیئت می پردازیم و ان شاءالله در آینده ای نزدیک توضیحات کاملتری راجع به آن ارائه می کنیم.
ابن خلدون در تعریف علم هیأت گوید «علم هیأت، علمی است که از حرکات کواکب ثابته (و به چشم دیدنی) و کواکب متحرکه و متحیره (قمر، عطارد، زهره، مریخ، مشتری، زحل) بحث میکند . (1) و از روی این حرکات، و به طرق هندسی، بر اشکال و اوضاع افلاک استدلال میکنند... و از فروع آن علم ازیاج یا دانش زیجهاست» .